ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - ٣ علم حضورى
كه هنگام مشاهدهء امرى معين در سر محقق فكرى درست و مثمر كه يك نوع راهيابى قبلى ذهن به تحقيق صحيح مى باشد ، بوجود بيايد . تنها پس از آنكه فكر به وجود و ظهور آمد ، مى توان گفت چگونه بايد آن را تابع دستورهاى معين قواعد منطقى مصرح كه براى هيچ محقق انحراف از آنها جايز نيست قرار داد . و لكن علت ظهور آن نامعلوم و طبيعت آن كاملا شخصى و چيزى است مخصوص كه منشأ ابتكار و اختراع و نبوغ هر كس شمرده مى شود . » [١] اكثريت بسيار چشمگير از صاحبنظران علوم ، دخالت دريافتهاى شهودى را در اكتشاف و ابتكار پذيرفتهاند و هركس كه خود از تواناييهاى مزبور بهره مند باشد و حتى يك مورد از آنها به طور مستقيم ديده باشد ، به دخالت شهود در اكتشافات اعتراف مى نمايد .
٣ . علم حضورى ( خوديابى يا خود هشيارى ) براى هر انسانى كه توانايى دريافت خويشتن را داشته باشد ، اتفاق مى افتد . در اين پديده فوق العاده شگفتانگيز ، ادراك كننده عين ادراك شونده است كه عبارت است از « من » يا شخصيت ، در حالى كه با توجه به حقيقت چنين پديده اى ، امرى كه اتفاق مى افتد شبيه تناقض است . زيرا « من » بدون اين كه به دو قسمت درك كننده و درك شونده تقسيم شود ، هم درك مى كند و هم درك مى شود و به قول شيخ محمود شبسترى « اين جريان مانند اين است كه انسان با چشم خود بدون وسيله چشم خود را ببيند » < شعر > عدم آيينه عالم عكس و انسان چو چشم عكس در وى شخص پنهان تو چشم عكسى و او نور ديده است به ديده ، ديده را ديده ، كه ديده است < / شعر >
[١] . شناخت روشهاى علوم ( متدلوژى ) ، ص ٤٢ ، فليسين شاله .