ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - سياست حكيمانهء جامعهء بشرى با طلوع خورشيد فروزان اسلام و نبوت و امامت ، مطرح گشت
انتقال لغت از يك جامعه اى به جامعهء ديگر كه براى خود ، لغت و فرهنگى دارد ، در غير صورت احتياج ضرورى ، ممكن است به ضرر جامعهء منتقل اليه ( جامعه اى كه لغت بآن منتقل مى شود ) تمام گردد
انتقال لغت از يك جامعه اى به جامعهء ديگر كه براى خود ، لغت و فرهنگى دارد ، در غير صورت احتياج ضرورى ، ممكن است به ضرر جامعهء منتقل اليه ( جامعه اى كه لغت بآن منتقل مى شود ) تمام گردد در دورانهاى معاصر انتقال لغت از جوامع غربى به جوامع شرقى مخصوصا كشورهاى اسلامى ، فراوان ديده مى شود . سه نظريهء قابل توجه در اين مورد وجود دارد :
نظريهء يكم
نظريهء يكم اين كه هيچ اشكالى در اين نقل و انتقال وجود ندارد ، زيرا مقصود از وضع لغات و بكار بردن آنها تفاهم در معانى است و اين مقصود به هر لغتى كه باشد ، كارى است صحيح .
نظريهء دوم
نظريهء دوم اين كه هر نوع لغت و عنصر فرهنگى و اخلاقى و ادبى و سياسى و حقوقى كه از قومى به قومى ديگر و از جامعه اى به جامعه اى ديگر منتقل شود ، نوعى تمايل تسليمى در قوم يا جامعهء منتقل اليه ( پذيرندهء انتقال ) و نوعى احساس اعتلاء و سلطه از « ناقل يا منقول عنه » ( قوم يا جامعه اى كه لغت يا هر عنصر ديگر فرهنگى از آنجا منتقل شده است ) به وجود مى آيد . بنا بر اين ، هر جامعه و كشورى كه پذيرندهء انتقال امور مزبور در فوق بوده باشد ، به نوعى خودباختگى و تسليم دچار خواهد گشت .
نظريهء سوم
نظريهء سوم كه منطقىتر بنظر مى رسد ، اينست كه قاعده يا اصل « صيانت هويت » اينست كه حركت تكاملى بايد از ذات و اصالتهاى ذاتى هر قومى سرچشمه بگيرد و از اينجا است كه فرهنگ وارداتى و لغت وارداتى بدون نياز واقعى بر آنها بر ضد اصالت « صيانت ذات و هويت اصلى » مى باشد . مخصوصا اگر براى تحقير و تسليم مردم يك جامعه در برابر انتقال دهندهء لغات و فرهنگها بوده باشد و يا براى تخفيف زشتى يك مفهوم از ديدگاه جامعهء پذيرنده لغات و فرهنگها مانند اصطلاح « سكس » كه براى آن در فارسى و عربى و ديگر لغات كشورهاى اسلامى كلمات وجود دارد كه بكار بردن آنها را