ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - مطلب چهارم
است از نوعى ارضاى احساس شخصى كه ممكن است معلول علل غير واقعى باشد .
طرز تفكر « حذف دين از . . . » كه بر مبناى تعاريف فوق در بارهء دين و سياست و زندگانى استوار شده است به هيچ وجه با تعاريف آنها در اسلام سازگار نيست . براى اثبات تضاد طرز تفكر مزبور با اسلام و اصول علوم انسانى مى پردازيم به تعريف و مختصات سه حقيقت مزبور :
حيات انسانى از ديدگاه اسلام
حيات انسانى از ديدگاه اسلام عبارتست از پديدههاى داراى استعداد گرديدن تكاملى كه بوسيلهء تكاپوهاى آگاهانه براى حصول به هدفهاى عالى و عالىتر به فعليت مى رسد .
سپرى شدن هر يك از مراحل حيات ، اشتياق حركت به مرحلهء بعدى را مى افزايد .
شخصيت انسانى رهبر اين تكاپو است - آن شخصيت كه ازليت سرچشمهء آن است ، اين جهان معنىدار گذرگاهش ، و قرار گرفتن در جاذبيت كمال مطلق در ابديت مقصد نهايىاش - آن كمال مطلق كه نسيمى از محبت و شكوه و جلالش واقعيات هستى را به تموج در آورده ، چراغى فرا راه پرنشيب و فراز تكامل ماده و معنى مى افروزد .
بديهى است همان گونه كه اين حيات آغازش از خداست و حركتش مستند به خدا است ، پايان آن نيز خدا است . - ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) ( تحقيقا نماز و عبادات و زندگى و مرگ من از آن خدا پرورندهء عالميان است . ) سياست از ديدگاه اسلام
سياست از ديدگاه اسلام عبارتست از تفسير و توجيه حيات انسانها بسوى عاليترين هدف مادى و معنوى و ملكوتى حيات براى بثمر رسيدن آن ، همان مقدار دين و سياست معقول دخالت دارد كه تنفس از هواى سالم براى ادامهء زندگى طبيعى . حال بايد بپردازيم به تعريف آن دين و سياست معقول كه اساسىترين عامل تحقيق حيات مزبور ( حيات معقول ) مى باشند :
تعريف دين از ديدگاه اسلام
تعريف دين از ديدگاه اسلام داراى سه ركن اصلى است :