ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - مسئلهء سوم
او را دين الهى قبول دارد و حكماى راستين نيز كه شكوفا ساختن همهء ابعاد و استعدادهاى مادى و معنوى انسانها را ضرورى مى دانند ، تفكرات خود را بر همين اصول استوار مى سازند و اين مسئله را ذيلا مطرح مى نماييم :
مسئلهء سوم - با توجه به مجموع نظريات افلاطون در بارهء سياست و تعليم فرزندان جامعه ، اين شخصيت بزرگ را هم مانند ارسطو نمى توان از موافقين تفكرات سكولاريسم محسوب نمود .
بدان جهت كه نظريات افلاطون در بارهء حكومت و سياست از با اهميتترين نظريات سياسى و مورد استفادهء اكثر صاحبنظران فلسفهء سياسى در گذشته و حال حاضر است . لذا لازم است كه خلاصه اى از آراء افلاطون را در اين مباحث بياوريم .
بارتلمى سانت هيلر كه از متخصصترين فيلسوفان در فهم و ترجمهء آرا و عقايد ارسطو و افلاطون در مغرب زمين است عناصر و اركان اصلى فلسفهء سياسى افلاطون را به قرار زير مطرح نموده است : پوشيده نماند علت نقل مشروح اركان و عناصر اصلى فلسفهء سياسى افلاطون ، اين است كه هر محققى در فلسفهء سياسى ، نظريات افلاطون را به جهت اهميت شديد آن براى صحيح قلمداد كردن نظريهء خود توجيه مى نمايد . « با اين حال كفايت نمى كند جدا كردن نفوس كودكان از آنچه كه پاكى آنان را آلوده بسازد ، نيز كفايت نمى كند كه عقول كودكان را با نور علم روشن بسازيم و بوسيلهء پند و نصيحت و زدن مثالها ، فضيلت را براى آنان قابل پذيرش نماييم . بلكه بالاتر از اين لازم است كه اصول دين را كه طبيعت در دلهاى آنان به وديعت نهاده است ، در درون آنان رويانده شود ، آن اصول دين كه عقايد نيرومندى از آنها بروز مى كند كه انسان را با خدا مربوط