ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - آيا فلسفهء سياسى را تنها بايد در اجتماع يونان باستان و سپس در قرون بعد از رنسانس جستجو كرد
حاكم [ چه فردى و چه جمعى ] بوده باشد ، لذا نمى توان مجرد علم به طرق و تدابير مملكتدارى را حكومت و حكم ناميد . با توجه به ضرورت مرتفع ساختن اختلاط مفاهيم حكم و حكومت است كه بهره بردارى از اخلاق عالى انسانى و دين كلى الهى لزوم خود را اثبات مى كند و چنين پيشرفت حياتى با روش « حذف دين از . . . » امكانپذير نخواهد بود .
آيا فلسفهء سياسى را تنها بايد در اجتماع يونان باستان و سپس در قرون بعد از رنسانس جستجو كرد قطعى است كه تمدن اسلامى بدون فلسفهء سياسى معقول و قابل اجراء امكانپذير نبوده است . لذا ضرورى است كه مؤرخان و تحليلگران فلسفهء سياسى ، از اين جهش بىاساس ( جهش از فلسفهء سياسى يونان و روم به فلسفهء سياسى دوران جديد ) اجتناب نموده ، فلسفهء سياسى اسلام را هم مورد بررسى و تحقيق قرار بدهند . اين اشتباه و جهش در تاريخ علم نيز بوسيلهء اغلب مؤرخان علم فلسفه و تحليلگران جريان اين دو نوع معرفت صورت گرفته است . زيرا چنانكه مشاهده مى كنيم ، اين متفكران در بارهء تاريخ علم و فلسفه ناگهان از علم و فلسفهء يونان جهش نموده و به جريانات اين دو نوع معرفت در دوران پس از رنسانس مى پردازند اينان با اين اظهار نظر ناقص ، سهم بسيار با عظمت اسلام را در دو نوع معرفت مزبور ناديده مى گيرند و همين محدود نگرى باعث مى شود كه از ارزش نظريات آنان در اين مباحث بسيار با اهميت ، كاسته شود . اينان بايد بدانند اصطلاح قرون وسطاى ظلمانى تنها از مختصات مغرب زمين بوده و در كشورهاى اسلامى و برخى ديگر از جوامع مشرق زمين ، در همان قرون ( مخصوصا از اواخر قرن دوم هجرى تا قرن پنجم ) شكوفايى علم و جهانبينى در عاليترين درجه بوده است .
نتيجه اى كه از اين مبحث مى گيريم ، اين است كه از فلسفه و نظريات سياسى دوران