ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - در بارهء آنچه كه از زبان پيامبر اكرم به تو رسيده است بينديش
روزى فرا مى رسد كه دست مرگ نقاب از ديدگانمان بر مى دارد و هر آنچه را كه در زندگانى مورد علاقهء ما بوده از ما مى گيرد ، فقط آن وقت مى فهميم كه جام زندگى از اول خالى بوده و ما از روز نخست ، از اين جام جز بادهء خيال ننوشيدهايم « لرمانتوف [١] .
از طرف ديگر اكثر انسان شناسان خردمند چه در شرق و چه در غرب سطحنگرى اكثريت مردم در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) را ، معلول خوابآلود بودن آنان در اين زندگانى مى دانند كه مساوى مستى است .
< شعر > آينه اى خوش بزدايم جهت منظر من واى از اين خاك تن و تيره دل اكدر من رفت شب و اين دل من پاك نشد از گل من ساقى مستقبل من كو قدح احمر من [٢] < / شعر > در بارهء آنچه كه از زبان پيامبر اكرم به تو رسيده است بينديش اين است پاسخ آن سطحنگران كه گمان مى كنند دين با انديشه و تعقل كارى ندارد دين با علم كار ندارد اين گونه سخنان كه بدون احساس مسئوليت ارائه مى شود ، سرنوشت معرفتى و اخلاقى و تكامل دينى ناآگاهان را مختل مى سازد . ما در كتاب الهى قرآن مجيد در بيش از ٢٠٠ مورد و در همين نهج البلاغه بارها و بارها لزوم انديشه و تعقل و تفهم و شعور گوشزد مى شود ، مى بينيم آيا با احتمال اين كه دين با انديشه و تعقل سر و كار ندارد ، امكان داشت كه خداوند به وسيلهء آيات قرآنى و امير المؤمنين عليه السلام و ديگر پيشوايان الهى اين همه تحريك و تشويق به تفكر و تعقل و به كار انداختن خرد ، دستور و تأكيد و تشويق فرمايند . براى انديشيدن همه جانبه پيرامون دين ، نخست انسان بايد
[١] . زيباترين شاهكارهاى شعر جهان .
[٢] . ديوان شمس تبريزى ، مولوى .