ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - انسان آگاه در زندگانى بايد ببيند آيا حركت او به پيش است يا به عقب برمى گردد
( قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْه آباءَنا أَ وَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ ) [١] ( و هنگامى كه به آنان گفته مى شد پيروى كنيد از آنچه كه خدا نازل كرده است ، آنها مى گفتند : ما پيروى مى كنيم از آنچه كه پدرانمان را در تبعيت از آنان دريافتيم [ آيا آنان باز از گذشتگانشان پيروى خواهند كرد ] اگر چه تعقل نمى كردند و هدايت را نپذيرفته بودند . ) با اين توبيخهاى قرآنى و با اين تأكيد امير المؤمنين عليه السلام به نوگرايى و پيش روى و پرهيز از عقب ماندن و ارتجاعگرايى ، و با اصرار شديد فرهنگ ادبى مسلمانان به نوبينى و نوجويى ، آيا باز مى توان گفت : دين عموما حتى دين اسلام ، يك پديدهء ارتجاعى است خدايا ، اين چه ارتجاع است كه با وجود آن همه تأكيد به پيش رفتن و توبيخ و مردود شدن عقب گشتن و ارتجاع ، باز بعضى از بىخبران و يا غرض ورزان به ارتجاعى بودن دين اصرار مى ورزند آيا فرهنگ اسلامى چنين ادبياتى ندارد :
< شعر > بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى هر لحظه مرا تازه خداى دگرستى اى مقيمان درت را عالمى در هر دمى رهروان راه عشقت هر دمى در عالمى < / شعر > خواجوى كرمانى < شعر > تازه مى گير و كهن را مى سپار كه هر امسالت فزون است از سه پار < / شعر > مولوى < شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقاء < / شعر > مولوى ٢٥ ، ٣١ - و اعلم أنّ لكلّ ظاهر باطنا على مثاله ، فما طاب ظاهره طاب باطنه و ما خبث ظاهره خبث باطنه و قد قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله : « أنّ اللَّه يحبّ العبد و يبغض عمله و يحبّ العمل
[١] . البقرة ، آيه ١٧٠ .