ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - ٤ بدعتى در دين ايجاد كند كه نياز خود را از اين راه برآورد
اساسىترين عامل سعادت مردم كه دين است ، ندارد .
٥ . ارتباط با مردم با چهرههاى متفاوت و با زبانهاى گوناگون
٥ . ارتباط با مردم با چهرههاى متفاوت و با زبانهاى گوناگون رويارويى با مردم با چهرههاى مختلف و به اصطلاح عاميانه « نخود هر آش شدن » و به مناسبت هر موقعيتى ، سخن گفتن كه همواره به تضاد و تناقض منتهى شود ، بر دو قسم است :
قسم يكم
قسم يكم - اختلاف و تفاوتهاى مزبور معلول چند شخصيتى بودن است . در اين قسم ، شخص مفروض مبتلا به تجزيه و انحلال شخصيت است كه نه خودش براى زندگى خويش مديريت منطقى دارد و نه در ارتباط با ديگران ، مى تواند به عنوان يك عضو صحيح و قابل محاسبه در جامعه تلقى شود .
البته چند شخصيتى بودن هم بر دو مبنا تقسيم مى شود :
مبناى يكم
مبناى يكم - ضعف اراده و تصميم و ناتوانى از مقاومت در انتخاب اهداف و مسيرهايى كه شخص را مى تواند به آن هدفها برساند . چارهء اين مبنا ، تلاش جسمانى و روانى براى تقويت اراده و منطقى ساختن تصميمها و تحصيل عوامل مقاومت ، در جريان هدفگيريها و انتخاب وسائل مى باشد .
مبناى دوم
مبناى دوم - نيروى مهار نشدهء خود طبيعى است كه نه قانونى براى شخصيت قابل تكامل مى شناسد و نه منطقى براى جهان هستى ، زيرا خود طبيعى جز خود هيچ حقيقتى را به رسميت نمى شناسد . مبارزه با فعاليتهاى بىمهار اين خود ، جز با استمداد از خداوند سبحان به نتيجه اى نمى رسد ، مگر در حدود عدم تزاحم با ديگر افراد جامعه كه ناشى از بيم از كيفر يا طمع پاداش مى باشد .
قسم دوم
قسم دوم - اختلافها و تفاوتها مربوط به نفاق و دورويى و دو زبانى است . انسان در