ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - آن ذات اقدس از هرگونه حركت و خستگى به دور است
تعاريف در اين مورد هم مانند ديگر موارد نظرى مربوط به تنوع ديدگاههايى است كه صاحبنظران دارا مى باشند . بهر حال نمى توان وحدت خدا را از مقولهء عدد منظور نمود .
بديهى است كه تعيين حد و محدوديت هر حقيقتى است كه به عنوان واحد عددى در نظر گرفته مى شود . زيرا اين واحد ، اولين معقول كمى و زير همهء اعداد است كه از ٢ به بالا را شامل مى شود . پس يك واحد [ معدودش هر چه باشد ] اولين و كمترين معقول كمى است . زيرا همهء اعداد چه مفاهيم تجريدى آنها و چه با نظر به معدودهايى كه آن اعداد ، كميت آنها را ارائه مى دهند بالاتر از واحد عددى است .
٩ - و الخالق لا بمعنى حركة و لا نصب ( آفريننده است بدون حركت و خستگى ) آن ذات اقدس از هرگونه حركت و خستگى به دور است حركت به هر معنى هم كه باشد ، اسناد آن به خدا محال است ، زيرا تغيير و دگرگونى موجود متحرك ، ذات حركت است ، خواه اين دگرگونى بمعناى انتقال از قوّه به فعل باشد يا توالى حالات يا تعاقب مثبتها و منفىها . بهر حال به جهت همين دگرگونى است كه جسم متحرك در تمامى لحظات خود نيازمند علت است . در نتيجه نسبت دادن حركت به خدا مساوى است با نسبت دادن احتياج به ذات اقدس ربوبى و احتياج از صفات حادث است و خداوند ازلى و ابدى و فوق حدوث و عليت مى باشد . اما اين كه خستگى به خداوند راهى ندارد ، باين علت است كه خداوند متعال در فعاليتهاى خود احتياجى به صرف قدرت و انرژى ندارد كه احساس خستگى ايجاب كند كه براى فعاليت بعدى قوّه و انرژى ذخيره كند . بشر در نسبت دادن هر دو صفت به خدا يا توهم نسبت مزبور ، خدا را به وضع جسمانى خود مقايسه مى كند . زيرا كه مى بيند در هر عمل و فعاليتى كه انجام مى دهد : مجبور است به نوعى يا انواعى حركت دست بزند و نيز مى بيند كه هنگامى كه مقدارى كار انجام داد اعم از فكرى و عضلانى ، احساس خستگى