ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - ١٠ در نظام سكولاريسم ، ارزش احساس وظيفه و تكليف برين كه با عظمتترين و شريفترين احساس آدميان است ، در تطبيق حقايق بعد دوم
زندگى دنيوى محض چيز ديگر نيست . چون در اين روش ، خود انسان ذاتا و بدان جهت كه داراى استعداد وصول به خير و كمال ذاتى مى باشد . مانند حكمت ، فضيلت ، شرف و اخلاق فاضله و پيشرفت تكاملى مطرح نيست ، زيرا به همان ملاك كه مذهب در جامعهء سكولاريسم حذف مى شود ، خير و كمال ذاتى انسانها نيز بايد كنار گذاشته شود . و بدين جهت است كه سيستمهاى حقوقى معاصر ، حتى آنانكه چهرهء جهانى دارند ، كارى با حقايق تكاملى مانند امور فوق ( حكمت . . . ) ندارند .
معمولا مواد را بر اين مبنى تنظيم مى كنند كه « مردم با يكديگر برادر و برابر و از حيث شرف و كرامت انسانى مساوى هستند حتى به عنوان يك تبصره يا پاورقى الحاقى هم متذكر نمى شوند كه اين تساوى فقط در روبناى زندگى طبيعى محض است ، و الا تفاوت انسانها با توجه به اخلاق ، حكمت ، شرف و حيثيت اكتسابى تا بىنهايت مى باشد .
به عنوان نمونه : يكى مى گويد : كاش همهء انسانها يك سر و گردن داشتند و من با يك ضربهء شمشير آنها را نابود مى كردم . [١] ديگرى مى گويد : « اگر همهء دنيا را به من بدهند كه من پوست جويى را از دهان مورچه اى بگيرم ، چنين كارى را انجام نمى دهم . » [٢] ١٠ . در نظام سكولاريسم ، ارزش احساس وظيفه و تكليف برين كه با عظمتترين و شريفترين احساس آدميان است ، در تطبيق حقايق بعد دوم ( مانند حقوق ، اقتصاد ، سياست ، و غير ذلك ) بر زندگى از بين مى رود و انسانها در زندگى سكولاريسم تا حدّ دندانههاى ناآگاه ماشين ، چنانكه در دوران معاصر كه اوائل قرن پانزدهم هجرى و اواخر قرن بيستم ميلادى است مشاهده مى نماييم .
[١] . منسوب به نرون .
[٢] . على بن ابي طالب ( ع ) در نهج البلاغه ، خطبه ٢٢٤ .