ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - اين كه سياست يك حرفهء خاصّ و احتياج به تخصص دارد ، هرگز منافاتى با لزوم آبيارى سياست و حكومت با بعد الهى انسانها ندارد
مى رسد :
مسئلهء يكم
مسئلهء يكم - افلاطون در عبارات فوق يك بعد از فعاليتهاى عملى سياستمدار را مورد تشبيه بسيار خوب قرار داده است آن بعد عبارتست از نمود فيزيكى جامعه اى كه يك سياستمدار حرفه اى آن را با هنر سياسى خود به وجود آورده است ، لذا اين تشبيه افلاطون نمى تواند همهء عقايد او را در ماهيت سياست و مختصات يك انسان سياستمدار و استشمام سياسى و هدف از فعاليتهاى سياسى را كه آماده ساختن مردم براى وصول به هدف اعلاى حيات آنان مى باشد ، توصيف و تعريف نمايد .
مسئلهء دوم
مسئلهء دوم - اين تشبيه نمى تواند همهء عقايد افلاطون را در بارهء حكومت و سياست بازگو كند ، تشبيه بسيار خوب فن سياستمدارى به لباس خوبى كه بايد از انسجام و وحدت و يكپارچگى براى مردم برخوردار باشد ، اگر همهء عقايد افلاطون را بازگو كند مسئلهء قطعى اين است كه سياستمدار نبايد شايد هم نتواند كارى با وضع روانى و روحى و ارزشهايى داشته باشد كه در درون شهروندان وجود دارد و يا بايد وجود داشته باشد . اگر سياستمدار يا سياستمداران يك كشور ندانند كه آن انسانهايى كه لباس بافته و بريده و دوختهء آنان را مى پوشند ، كيستند و چگونه مى توانند باشند ، در حقيقت نقشى بر سقف اتاقى مى زنند كه اصلا يا وجود ندارد و يا پذيراى آن نقاشى نيست .
< شعر > گفت قاضى ثبّت العرش اى پسر تا بر او نقشى كنيم از خير و شر < / شعر > ولى ما مى دانيم كه مجموع نظريات افلاطون در سياست و حكومت ، همانست كه كليات