ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - ٣ زندگى عقلانى
متذكر شديم و همچنين سياست و حكومت مى تواند طبيعى الهى باشد چنانكه در خط نورانى انبياء عليهم السلام مطرح است .
٣ . زندگى عقلانى ( Intellectualism ) ، منظور ما از اين زندگى ، استفاده تمام شئون حيات به عقل و دلائل آن است . امروزه اين نوع زندگى را معمولا به مغرب زمين نسبت مى دهند ، و خود مردم مغرب زمين هم بطور فراوان اين مدعا را مطرح مى كنند .
آنچه كه مدعيان منطقى بودن اين نوع زندگى ، ابراز مى كنند ، اين است كه همهء امور و شئون حيات انسانها در اين نوع از زندگى و عقل به معناى عام آن كه شامل عقل نظرى و عقل عملى مى باشد به ثمر مى رسد . به نظر مى رسد مستند ساختن همهء شئون و امور زندگى به عقل و دلائل روشن و قانع كنندهء آن بطور كامل تاكنون در هيچ يك از جوامع بشرى بروز نكرده است و مى توان گفت : اصلا چنين استنادى امكانپذير نيست ، [ مگر در نظامهاى مذهبى حقيقى كه عقل سليم و آزاد از جاذبههاى خود طبيعى حيوانى با يك معناى الهى در حقوق و فرهنگ و سياست و حكومت مورد استفاده قرار بگيرد . ] به عنوان مثال كدامين عقل نظرى و عقل عملى معمولى است كه بتواند در برابر جريان اصالت قوه و تنازع در بقاء ، ارزش واقعى عدالت و كرامت انسانى و آزادى معقول را اثبات نمايد در صورتى كه همهء جوامعى كه ادعاى روش عقلانى در زندگى اجتماعى و سياسى را سر مى دهند ، خود را حاميان اصلى حقائق ارزش مزبور قلمداد مى نمايند .
بارزترين نمونهء اين حمايت را در پاراگرافهاى مقدمه اى اعلاميهء جهانى حقوق بشر و مواد اوليه و در اصطلاحاتى كه باردار ارزشى است در حدود ٢٠ مورد در همين حقوق مشاهده مى كنيم .
پاراگرافهاى مقدمه اى اعلاميهء جهانى حقوق بشر چنين است : از آنجا كه شناسايى حيثيت كليهء اعضاى خانوادهء بشرى و حقوق يكسان و