ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - آيا حكومت و سياست از مدار تكاليف و احكام كليهء الهيه خارج مى باشد
كشوردارى نيز اين درجات وجود دارد . اقسام درجات عمدهء زندگى بشر بدين قرار است :
١ . زندگى طبيعى محض
١ . زندگى طبيعى محض كه با مديريت خود طبيعى حيوانى به فعاليت مى افتد . در اين قسم زندگى همهء قوا و استعدادهاى آدمى از يك درك و تصور ساده گرفته تا با اهميتترين فعاليتهاى فكرى و عقلانى و وجدانى تحت فرمان همين خود طبيعى و در استخدام آن قرار مى گيرند . اين گونه زندگى هر اندازه هم پيشرفته تر باشد ، قابل تفسير و استدلال معقول نيست ، زيرا نمى تواند پاسخگوى هدف اعلاى حيات بوده باشد ، چنانكه نمى تواند در مقابل جريان تنازع در بقاء كه اقوياى خودكامه ، يكه تازان ميدان آن هستند ، دفاع معقول داشته باشد . اگر نظام كشوردارى حتى در پيشرفته ترين شكل آن ، بر محور خود طبيعى مردم كه خودخواهى اساسىترين مختص آن است بگردد ، نه تنها نيازى به دخالت عوامل الهى ندارد ، بلكه اين گونه عوامل مزاحم نظام كشورى مزبور است و نظام مزبور بايد با آن عوامل مبارزه كند .
٢ . زندگى طبيعى الهى
٢ . زندگى طبيعى الهى معناى زندگى طبيعى الهى اين است كه همان گونه كه در زندگى طبيعى مشاهده مى شود ، افراد انسانى در عرصهء طبيعت و قوانين آن به وجود مى آيند و به حيات خود ادامه مى دهند و بر مبناى قواى جسمانى و نيروهاى مغزى و روانى خود ، زندگى فردى و اجتماعى خود را تأمين مى نمايند و نيازهاى اين زندگى را با تلاش در بهره بردارى از طبيعت و همنوعان خود مرتفع مى سازند ، در عين حال با حكم بديهى عقل و وجدان كه بايد اين زندگى بر مبانى اصول قابل قبول تنظيم شود ، براى وصول به هدف اعلاى آن كه ورود در جاذبهء كمال اعلى است ، از اصول صحيح تبعيت نمايند ، دخالت عامل الهى ضرورت پيدا مى كند ، به اين معنى كه پاسخ « من كيستم از كجا آمدهام به كجا آمدهام با كيستم به كجا مى روم براى چه آمدهام » بدون