ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - آيا حكومت و سياست از مدار تكاليف و احكام كليهء الهيه خارج مى باشد
دخالت عامل الهى كه در اين آيه ( ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) ) [١] آمده است امكانپذير نيست . همچنين بدون دخالت عامل الهى كه مذهب داراى آن مى باشد ، هيچ قاعده و قانونى نمى تواند پاسخگوى مسائل اصلى انسانى در ارتباطات چهارگانه بوده باشد ( ١ .
ارتباط انسان با خويشتن . ٢ . ارتباط انسان با خدا . ٣ . ارتباط انسان با جهان هستى . ٤ .
ارتباط انسان با همنوع خود . ) بنا بر اين ، سياست و حكومت هم مى تواند طبيعى محض بوده باشد و همان گونه كه مؤلف حكمت و حكومت مى گويد : « حكومت و نظام كشوردارى به هر اندازه كه به صورتهاى پيشرفته شكل گرفته باشد ، يك مفهوم بسيار ابتدايى و تجربى طبيعى است . . . » اين همان نظام زندگى موريانه اى و مورچه اى و زنبوران عسل است كه بر مبناى قوانين غرايز و خود طبيعى آن جانداران به جريان مى افتد ، با اين تفاوت كه نظام زندگى انسان و مديريت آن ، بسيار پيچيده و گسترده تر و پرشاخ و برگتر مى باشد ، زيرا از قوا و استعدادهاى بسيار مهم برخوردار است ، مانند ادراكات كلى ، تجريدهاى عقلانى ، انديشه و تعقل ، رقابتهاى سازنده ، بهره بردارى از تعهدها و تجسيم و اكتشاف و خلاقيتهاى مستند به نبوغ و غير ذلك ، در صورتى كه هر اندازه هم جانداران فوق ، زندگى منظم ( سيستماتيك ) داشته باشند ، از آن جهت كه مستند به منابع جوشان مستند به نبوغ ادراكات كلى ، تجربههاى عقلانى ، انديشه و تعقل . . . نيست ، لذا محدود و غير قابل پيشرفت و توسعه و تعمق مى باشد . با اين حال زندگى انسان با داشتن همهء آن قواها و استعدادها كه نمونه اى از آنها را تذكر داديم ، در صورتى كه بر محور خودخواهى بچرخد و حركت خود را با امواج و قوانين طبيعت محض توجيه كند و از اشعهء الهى فوق ماده و ماديات استفاده نكند ، از نظر ماهيت همان زندگى جانورانى است كه در بالا
[١] . البقرة آيه ١٥٦ .