ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - نظام دموكراسى در زندگى و حكومت و سياست و مشكلات ششگانهء آن
انسانيت را از تو محروم ساختند اين است زبان حال هميشگى ناتوانان و ناآگاهان عرصهء تاريخ كه در گوشه اى از كوخهاى محقر خود ، خطاب به خودخواهان خودكامه كه به وسيلهء شعارها و الفاظ فريبا ، زندگى آنان را به حركت بيجان مبدل ساختهاند . زمزمه مى نمايند :
< شعر > تو به نام حق فريبى مرمرا تا كنى رسواى شور و شر مرا نام حقم بست ، نى آن راى تو نام حق را دام كردى ، واى تو نام حق بستاند از تو داد من من به نام حق سپردم جان و تن تا به زخم من رگ جانت برد يا ترا چون من به زندانت برد [١] < / شعر > ٥ . اگر سياست را مانند حقوق و فرهنگ بر دو قسمت مهم ( پيرو و پيشرو ) تقسيم كنيم ، نظام دموكراسى مربوط به قسمت « پيرو » مى باشد نه پيشرو ، براى توضيح اين مطلب ، يك تعريف مختصر براى پيرو و پيشرو ضرورى است .
معناى پيرو در موارد فوق ( حقوق ، فرهنگ ، سياست و غيره ) اين است كه هيچ اصل و قاعده اى فوق زندگى طبيعى معمولى براى اعتلاء و ترقى روحى انسان وجود ندارد يا در موارد مزبور نيازى براى تبعيت از آنها وجود ندارد . معناى پيشرو اين است كه بشر در همهء موارد فوق بايد از يك عده اصول و قواعد عالى كه اعتلاء و ترقى روحى انسان بدون تطبيق شئون زندگى بر آنها ، امكانپذير نيست ، تبعيت نمايد . وقتى كه مى گوييم « حقوق پيرو » منظور اين است كه اين خود انسانها هستند كه با تكيه به تشخيص مصالح و مفاسد زندگى خود قضاياى را [ غالبا بطور تدريج ] به عنوان مواد حقوقى پذيرفته و آن را در قلمرو زندگى به اجرا در مى آورند . و هيچ مقام و هيچ شخصيّتى حق دخالت در
[١] . مثنوى نسخه رمضانى دفتر اول ، ص ١٤٨ ، سطر ٩ ، ١٠ ، ١١ .