ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - آيا دين از مقولهء ايده ئولوژى است
ممكن است در افكار مردم معمولى مؤثر افتد تفكرات مزبور را تقويت مى كنند . يكى از آن وسائل همين مسئله است كه براى بررسى مطرح نمودهايم . پيش از تحقيق در اين مسئله ، اشاره به يك جريان با اهميت را كه در اوايل بحثهاى سكولاريسم ( حذف دين از زندگى دنيوى ) متذكر شدهايم ، ضرورى مى بينيم و آن اين است كه اگر اين گونه نويسندگان بجاى اين كه بگويند : « آيا دين از مقولهء ايده ئولوژى است » يا « دين را نبايد ايده ئولوژى محسوب نمود » ، چنين مى گفتند : « آيا دين عبارتست از يك عده عقائد و احكام و تكاليف و حقوق بايسته و شايسته و هماهنگ با يكديگر در تأمين ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) و يا چنين مى گفتند : « دين را نبايد يك عده عقائد منظم و احكام و تكاليف و حقوق بايسته و شايسته در ارتباطات چهارگانه محسوب نمود » ، براى فارسى زبانان كه تا حدودى از اين مسائل اطلاعى دارند ، مسئلهء كاملا روشن مى گشت و به سرعت با توجه به واقعيات و حقائق تثبيت شده به سرعت مى گفتند : « آرى ، دين همان عقائد و . . . است كه با هماهنگى كامل ( حيات هدفدار و معقول ) انسانها را تأمين مى كنند » ولى وقتى كه بجاى كلمات مزبور ( عقائد منظم و احكام و تكاليف و حقوق بايسته و شايسته و هماهنگ با يكديگر در تأمين ارتباطات چهارگانه ) اصطلاح ايده ئولوژى را كه يك لغت خارجى است ، مطرح مى كنند ، شنونده يا مطالعه كننده اى كه اطلاع و آگاهى لازم و كافى از مبانى عقيدتى و احكام و تكاليف و حقوق بايسته و شايسته ندارد ، مدتى براى پيدا كردن معنا و تطبيق آن بر اسلام دچار تموجات مغزى گشته ، با حس احترام به لغت مزبور كه از كشورهاى سازندهء هواپيماهاى ٧٤٧ و كشتيهاى قاره پيما وارد شده است ، از معناى حقيقى دين دور مى شود و آن گاه با براه انداختن چند جملهء جالب ، عمل شستشوى مغزى ، يا به عبارات ديگر عمل شخم زدن كشتگاه مغز به اتمام مى رسد و بينوا ساده لوح با يك