ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - شخصيت آدمى در مديريت بعد چهارم ( حيات معقول )
< شعر > قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدّل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > بنا بر مباحث فوق ، منحصر ساختن شخصيت و فعاليتهاى آن در متغيرها و دگرگونىهاى امور دنيوى مساوى است با نابود كردن آن .
شخصيت آدمى در مديريت بعد چهارم ( حيات معقول ) بعد چهارم . بعد حيات معقول بر مبناى اخلاقى و مذهبى وجود آدمى است . اگر چه مى توان گفت : گرايش اين دو حقيقت ، از مختصات بسيار عالى شخصيت « من انسانى » است . لذا مى توان آن دو را در حقايق مربوط به بعد سوم آورد ، ولى بدان جهت كه ارتباط اين دو حقيقت با فوق طبيعت ، مستقيم و با اهميتتر از همهء خواص تجريدى شخصيت است ، لذا آن دو را به عنوان يك بعد مستقل مطرح مى نماييم . نخست توصيفاتى چند در بارهء اخلاق را كه در تفكرات صاحبنظران قرون و اعصار در شرق و غرب است ، در اينجا متذكر مى شويم : ١ . اخلاق شكوفايى حقيقت در جان آدمى است .
٢ . اخلاق نمايش دهندهء حيات و وجدان سالم انسانى است . وجدان چيست وجدان قطبنماى كشتى وجود آدمى در اقيانوس هستى است .
٣ . اخلاق تفسير كنندهء « حيات معقول » انسانها است .