ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و دوم
بدين ترتيب با يك نگاه حق طلبانه عالم خلقت را روشنترين جلوه گاه خالق يكتا تلقى مى نمايند . نخستين شرط اين حركت از كارگاه خلقت به بارگاه خداوندى تصفيهء درون از گرد و غبار و كثافتهاى خودبينى و خودخواهى و تخليهء مغز و قلب از وسوسه بافىهاى فريبا به نام علم و فلسفه است كه بشريت را تا سرحدّ پوچى رسانده ، و بجاى آنكه موجب تعديل خودخواهى او گردد ، با كمال وقاحت فرياد « من » ، « نژاد من » ، « كشور من » ، « قارهء من » و « منافع من » ، نه « حق و حقوق من » را سر داده است آرى :
< شعر > آينهء دل چون شود صافى و پاك نقشها بينى درو بيرون ز خاك هم ببينى نقش و هم نقّاش را هم ببينى فرش و هم فرّاش را < / شعر > مولوى < شعر > وسوسه و انديشه بروى در گشاد راند عشق لاابالى از درش عشق را بگذاشت دم خر گرفت عاقبت شد خرمگس سرلشكرش خرمگس آن وسوسه است و آن خيال كه همى خارش دهد همچون گرش < / شعر > مولوى اين كه مى گوييم : « نخستين شرط حركت از كارگاه خلقت به بارگاه خداوندى . . . و تخليهء مغز و قلب به وسيلهء وسوسه بافىهاى فريبا به نام علم و فلسفه است » باين دليل است كه شهود خداوندى از مشاهدهء عالم خلقت و شكوه درخشان در چهرهء قانونى آن ، خيلى روشنتر و آسانتر از آن است كه بتوان آنرا با وسوسه در مفاهيم « على » ، « معلول » ، « رابطهء عليت » ، « تصادف » ، « تعاقب حوادث » ، « رابطهء عدم حتميت » و لوازم آنها ، به عنوان علم و فلسفه تيره و مكدر نمود . همان طور كه اشاره كرديم اين شهود با عظمت ، احتياج به صفاى آينهء دل دارد كه اگر به وسيلهء « من مى فهمم » و راه وصول به حقيقت كارگاه خلقت و