ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - سه - نمونه اى از اصول قواعد حقوقى بطور عام ،
١٥ - ١١١ - هر كس چيزى را از كسى بگيرد ، نه بعنوان معامله و امانت و عاريه ضامن آن شيء است تا آن را به مالك خود برساند .
على اليد ما أخذت حتّى تؤدّى ١٦ - ١١٢ - حجيت بازار مسلمين . در هر جامعه اى كه به احكام اسلامى عمل شود يا حد اقل اغلب مردم از احكام اسلامى در جامعه تبعيت كنند ، قاعده در آن جامعه صحت گفتار و كردار و نيتها است [ لو لم يجز هذا لما قام للمسلمين سوق ] ١٧ - ١١٣ - هر دين حّال است ( بدون تأخير بايد ادا شود . ) مگر در مواردى كه در فقه مطرح مى گردد .
كلّ دين حالّ إلَّا فى موارد يبحث عنها فى الفقه دين مطلقا بايد ادا شود . ألدّين مقضىّ ٨ - ١١٤ - متكفل و ضامن بايد از عهدهء كفالت و ضمانتى كه كرده است ، برآيد . الَّزّعيم غارم ١٩ - ١١٥ - هر چيزى كه مورد معامله قرار بگيرد و در صورت صحت ، ضمانت داشته باشد ، فاسد همان معامله ضمان دارد .
ما يضمن بضحيحه يضمن بفاسده ٢٠ - ١١٦ - هر چيزى كه مثل دارد ، با مثلش مورد ضمانت قرار گيرد و هر شيء كه مثل ندارد يا قابل پرداخت نيست ، قيمت آن پرداخت مى شود .
المثلىّ يضمن بالمثلىّ و القيمى ّ