ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و پنجم
حكمت در اين شبپرهها است كه روشنايى انبساط دهندهء همهء اشياء آنها را منقبض مى نمايد و تاريكى منقبض كنندهء همهء زندهها آنها را منبسط مى سازد [ جاى شگفتى است ] كه چشمان شبپرهها ناتوان است از استفاده از نور آفتاب روشنگر كه آنها را در طرق زندگى راهنمايى كند و با وضوح دلالت خورشيد با آنچه كه مى داند و مى خواهد ، ارتباط برقرار كند و آنها را بوسيلهء درخشش نور آفتاب از حركت و گذشتن در انبوه تابش آن ، منع نموده است و آنها را در نهانگاه شان مخفى مى دارد كه از حركت در روشنايىهاى آفتاب باز مى مانند شبپره در هنگام روز پلكها بر روى حدقههاى چشمش مى اندازد شب هنگام براى او ، روشنايى است كه به راهنمايى آن براى پيدا كردن روزىهاى خود ، بحركت در مى آيد چشمان شبپرهها را ، تاريكى شب از تلاش در راه آنچه كه مى خواهد ، باز نمى دارد و از حركت در ظلمات شب ، بجهت تاريكى آن امتناعى ندارد بامدادان كه خورشيد جهان افروز براى زمين نشينان نقاب از چهره بر مى دارد و روشناييهاى روزانه آن [ حتى ] بر لانههاى سوسمار تابيدن مى گيرد ، شبپره مژهها بر لبههاى چشم برنهد و به معاش اندوختهء خود در تاريكيهاى شب ، روى مى آورد پس پاكيزه پروردگارى كه شب را براى شبپره روز و زمان تحصيل معاش قرار داد و روز را براى آن ، موقع آرامش و استراحت . پاكيزه پروردگارى كه براى شبپره بالهايى از گوشش آفريد كه در هنگام احتياج به پرواز با آن بالها ، به پرواز در مى آيد گويى آن بالها پاره اى از گوشهاى انسان است كه نه پرهايى دارد و نه رگهايى ولى تو ، جاهاى رگها را در آنها آشكار مى بينى براى شبپرهها دو بال است نه آن چنان رقيق و نازك كه شكافته شوند و نه آن قدر سخت تا سنگينى كنند اگر شبپرهها مى پرند و كودكان آنها ، چسبيده و پناهنده به آنها مى باشند اگر مادران بيفتند [ فرود آيند ] كودكان نيز با آنها مى افتند و اگر به پرواز در آيند كودكان نيز با مادران خود