ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - مسئلهء سوم
مسئلهء چهارم : مؤلف مى گويد : عنصر بنيادين سياستمدارى ، انديشه گرايى در كليات و اصول و قواعد عقلانى يا مذهبى كه در فراخور عقل نظرى است نمى باشد
مسئلهء چهارم : مؤلف مى گويد : عنصر بنيادين سياستمدارى ، انديشه گرايى در كليات و اصول و قواعد عقلانى يا مذهبى كه در فراخور عقل نظرى است نمى باشد بلكه وظيفهء اصلى او تشخيص و وقوف بر موضوعات و رخدادهاى درونى و برونى كشور و واقعيتهاى متغير ژئوپوليتيك ، آن است كه به كلى از حوزهء انديشهء برتر عقلانى و عقل نظرى بيرون است .
در اين مورد ، اين سؤال پيش مى آيد كه آيا مى توان بدون آشنايى لازم و كافى با كليات و اصول و قواعد عقلانى و مذهبى و اعتقاد به مفيدترين و ضرورىترين آنها ، مردم را به سوى « حيات معقول » توجيه نمود زيرا سياستمدار از آنچه كه در گذشته در جامعه به وقوع پيوسته و يا در زمان او در جريان است و يا در آينده ممكن است اتفاق بيفتد ، و علل آنها حكايت نمى كند بلكه با درك و دريافت آنها ، دست به انتخاب مى زند و حكم مى كند و به اصطلاح بايد امر و نهى كند . آيا يك سياستمدار عاقل و عادل و حكيم مى تواند از ميان جنگل بىسر و ته حوادث در مقاطع زمان ، بدون شناخت كليات و اصول و قواعد عقلانى و مذهبى [ حد اقل در محدودهء كشورى كه سياست آن را به عهده گرفته است ] بهترين هدفها را دريابد و دست به انتخاب طرق و وسائل شايستهء آن هدفها بزند و احكام شايسته اى را براى مردم [ در قلمرو آن چنانكه هستند و آن چنانكه بايد باشند ] صادر نمايد با توجه به ضرورت توجيه انسانها به سوى « حيات معقول » و آماده كردن آنان براى وصول به هدف اعلاى آن حيات ، همزمان با فعاليت سياسى حرفه اى ، وجود مقام معنوى والا ضرورت دارد .
با توجه به ضرورت توجيه انسانها به سوى « حيات معقول » و آماده كردن آنان براى وصول به هدف اعلاى آن حيات ، همزمان با فعاليت سياسى حرفه اى ، وجود مقام معنوى والا ضرورت دارد .
١ . اگر در بارهء انسانها با نظر به استعدادها و سرمايهها و انعطافپذيريها و مخصوصا كمالجويىهايى كه دارند ، توجه دقيق كنيم ،