ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - مسئلهء سوم
٢ . و اگر فطرتها و عقول و وجدان مردم و كاربرد شگفتانگيز آنها را به خوبى دريابيم ، ٣ . و اگر آن عظمتها و شايستگىها و برازندگىها را كه نوع انسانى در گذرگاه تاريخ از خود نشان داده است ، بدست بياوريم و ثبت كنيم ، ٤ . و اگر دفاع جدى و تلاشهاى بسيار با اهميتى را كه آدميان در راه ارزشها از خود ارائه دادهاند ، در نظر بياوريم ، ٥ . و اگر پاسخ به سئوالات ششگانه ( من كيستم از كجا آمدهام به كجا آمدهام با كيستم براى چه آمدهام به كجا مى روم ) را كه مادر همهء سئوالات است ، ضرورى بدانيم ، و اگر بپذيريم كه معمولا سياستها و سياستمداران همان طور كه همگان متوجه شدهاند به تنظيم و ترتيب متغيرها مى پردازند و انسان با داشتن نهادها و قواى ثابت نمى تواند در همان لباسى كه سياستمدار براى او دوخته است ، خلاصه شود .
لازم و ضرورى است كه در هر زمان در همهء جوامع سياستمدار يا سياستمداران با مقام معنوى [ اعم از يك يا چند شخص متّحد ] با كمال خلوص هماهنگ گشته و جامعه را به سوى بهترين هدفها توجيه نمايند .
اين هماهنگى معنايش آن نيست كه سياستمدار و متصدى مقام معنوى ، انسان را به دو بعد تجزيه و تفكيك نموده و هر يك از آن دو ، مديريت يكى از دو بعد مادى و معنوى را به عهده بگيرند ، بلكه منظور آن است كه دو بعد از يك حقيقت كه « حيات معقول » آدمى است ، به وسيلهء دو مقام سياسى و معنوى بدون تزاحم و تعارض اداره شود ، همان گونه كه هر يك از روانشناسى و پزشكى هر يكى از دو بعد انسان را به عهده مى گيرد در عين حال عظمت روانشناسى و بهداشت روانى با نظر به موضوع آن دو ، بالاتر از رشتهء پزشكى است كه به تنظيم و بهداشت كالبد جسمانى مى پردازد در حالى كه آن ديگرى به جان ، خود ، روان ، شخصيت و روح اشتغال مى ورزد و بديهى است كه اين