ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - سه - نمونه اى از اصول قواعد حقوقى بطور عام ،
سهم خود را از مال مشاع بخواهد بفروشد ، شريك يا شركاء ديگر براى خريد آن سهم اولويت دارند .
حقّ الشّفعة ٤٠ - ١٣٦ - در تنظيم قراردادها شايسته است كه قرارداد را اضعف الطرفين بنويسد يا داشته باشد ، زيرا مغالطه و زورگويى در طرف قوى بيشتر است . [ بديهى است كه اين يك اصل يا قاعدهء عام نيست ، بلكه موردش دفع ظلم محتمل از ضعيف است . ] ٤١ - ١٣٧ - ضمانت با اذن ساقط مى گردد . ألضّمان يسقط بالاءذن ٤٢ - ١٣٨ - در مواردى كه امكان ردّ باشد ، ولى دارندهء حق ردّ آنرا اجرا نكند امضاء محسوب مى شود .
عدم الَّردع يكفى فى ألامضاء ٤٣ - ١٣٩ - محروم ساختن از نفعى كه بطور طبيعى و يا قانونى متعلق به انسان باشد ، ضرر محسوب مى گردد .
عدم النّفع الَّذى يقتضيه القانون ضرر دو نتيجه بسيار با اهميتى كه از توجه دقيق به اصول و قواعد فقهى مى توان گرفت :
دو نتيجه بسيار با اهميتى كه از توجه دقيق به اصول و قواعد فقهى مى توان گرفت :
نتيجه يكم
نتيجه يكم - فقه اسلامى براى مديريت حيات دنيوى و اخروى آدمى در مسير به ثمر رساندن شخصيت رو به كمال او ، حدود و چارچوبههاى ساختگى وضع و مقرر نكرده است ، زيرا هر اصل و قاعده اى را كه براى زندگى فردى و اجتماعى مقرر ساخته است ، نه تنها هماهنگ با ماهيت پوياى حيات انسانى است ، بلكه با نظر به تحريك بشريت به « حيات معقول » كه عبارتست از « حيات طيبه » ، « حيات مستند به بينه » يعنى دليل روشن و