ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
( و هر كس كه در اين دنيا كور باشد او در آخرت كورتر و گمراه تر است . ) ١٠٣ - ( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) [١] ( و آنان در صدد برآمدند كه ترا از آنچه كه ما به تو وحى كردهايم به اضطراب بيندازند تا غير از آنچه را كه به تو وحى كردهايم به ما افتراء بزنى و در اين صورت ترا دوست خود اتخاذ مى كردند . و اگر ما ترا تثبيت نمى كرديم نزديك بود كه چيز اندكى به آنان تكيه كنى . [ اگر چنين كارى صورت مى گرفت ] دو برابر عذاب زندگى و دو برابر عذاب مرگ [ گنهكاران ] را به تو مى چشانديم سپس از ما براى خود يارى نمى يافتى . ) ١٠٤ - ( وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ) [٢] ( و به آنان بگو حق آمد و باطل محو شد و قطعا باطل محو شدنى است . ) ١٠٥ - ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) [٣] ( و از تو در بارهء روح مى پرسند بگو روح از [ عالم ] امر پروردگار من است و از علم به شما داده نشده است مگر اندكى .
) ١٠٦ - ( إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ) [٤]
[١] الاسرى آيه ٧٣ تا ٧٥ .
[٢] الاسرى آيه ٨١ .
[٣] الاسرى آيه ٨٥ .
[٤] الكهف آيه ٧ .