ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - در حال مرگ پرده از جلو چشمان مسافر ديار ابديت برداشته مى شود و واقعيات آن چنانكه هستند مورد مشاهده قرار مى گيرد ) *
١٠٩ ، ١١١ - فهو يعضّ يده ندامة على ما أصحر له عند الموت من أمره ، و يزهد فيما كان يرغب فيه أيّام عمره ، و يتمنّى أنّ الَّذي كان يغبطه بها و يحسده عليها قدحا زها دونه . ( ظهور واقعيات و نتائج كردار و گفتار و انديشه هايش در موقع مرگ او را وادار ميكند كه از شدت پشيمانى دست خود را با دندانش بگزد و اعراض ميكند از آنچه كه در روزگار عمرش رغبت به آن داشت . آرزو ميكند كسى كه در بارهء اندوختههاى او رشك مى برد آن اندوختهها از آن او بود . اين مسافرى كه با شستن دست از جان دست از همه چيز مى شويد . ) در حال مرگ پرده از جلو چشمان مسافر ديار ابديت برداشته مى شود و واقعيات آن چنانكه هستند مورد مشاهده قرار مى گيرد . ) * < شعر > اى خدا بنماى تو هر چيز را آن چنانكه هست در خدعه سرا طعمه بنموده بما و آن بوده شست و انما هر چيز را آنسان كه هست < / شعر > چقدر زيبائى و ضرورت املاك و پول و اجناس قيمتى ، دنيا پرستان را بخود مشغول مى دارد اين نابخردان اولين قربانى را كه در بدست آوردن اشياء فوق مى دهند ، جان آگاه و عزيز خويش است كه تقديم همان اشياء دنيا مى نمايند و با وجودى بيجان و جامد به املاك و پول و اجناس قيمتى جاندار ارتباط برقرار ميكنند و بعبارت و توضيح ديگر : آن دنيا پرستان تمايلات و عشق بآن اشياء را به درجه اى مى رسانند كه گوئى داراى جان و آگاهى بوده و مى تواند همهء ابعاد موجوديت آن نابخردان را اشباع و بفعليت برساند بى خبر از اين كه تلقين آنان در بارهء آن اشياء جامد و ناآگاه است كه آنها را مانند جان ، محبوب و معشوق ساخته و با اين تلقين ، موجوديت خود را تا حد يك موجود بيجان كه تسليم جاندارى نيرومند باشد ، تنزل مى دهند حال كه پرده برداشته شده است ، آرزويش اينست كه اى كاش ، آن اموال كه مغز و جان و روان و خود و شخصيت و روح خود را بردهء آنها ساخته بود ، از آن كسانى بود كه آرزوى آن اموال را داشتند .