ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - با دريافت يك خود عالى فراگير همهء خودهايى كه شايستهء اجتماع در يك نفس كلى هستند ، همواره به فكر خود و ديگران خواهى بود
و مرگ زود رس را بدنبال مى آورد . آيا اسلام با تأكيدى شديد كه در بارهء صلهء ارحام دارد ، و با تأكيدى شديد كه در بارهء انسان دوستى بعمل آورده است ، منظورش ريشه كن كردن غربت و بيگانگى انسان از دنيا و انسانها و بيگانگى از خويشتن نيست قطعا چنين است . با كمال صراحت و قاطعيت مى توان گفت : هر متفكر و هر مكتبى كه بخواهد در بارهء چارهء دردها و ناگواريهاى انواع بيگانگىها بينديشد ، هيچ راهى جز اين ندارد كه نخست خود انسان را پيدا كنند و انسان را با خود خويشتن آشنا بسازند ، و ما بين انسان و خويشتنش صلحى برقرار نمايند ، در آن موقع خواهند ديد كه از آن همه انواع بيگانگىها كمترين اثرى نمانده است .
١٤ ، ١٦ - و صدقة السّرّ فإنّها تكفّر الخطيئة و صدقة العلانية فإنّها تدفع ميتة السّوء ، و صنايع المعروف فإنّها تقي مصارع الهوان ( و صدقهء پنهانى كه كفارهء گناه است و صدقهء آشكار كه مرگ زشت و سخت را دفع مى نمايد و انجام كارهاى نيكو كه از سقوط در پستىها جلوگيرى مى كند . ) با دريافت يك خود عالى فراگير همهء خودهايى كه شايستهء اجتماع در يك نفس كلى هستند ، همواره به فكر خود و ديگران خواهى بود .
يكى از مهمترين دلائل پيوستگى جانهاى آدميان به همديگر همين قانون سازندهء حيات است كه در آياتى از قرآن مجيد و در منابعى معتبر از احاديث مشاهده مى شود .
اين قاعده كه عبارتست از لزوم دريافت يك خود عالى فراگير همهء خودهائى كه شايستهء اجتماع در يك نفس كلى هستند مدلول صريح همهء آن آياتى است كه مى فرمايد : هر انفاق و احسان و بخشش و نيكوئى كه به انسانها نمائى ، نتيجهء آن به خود تو بر مى گردد .
بقدرى آيات قرآنى در اين مورد فراوان است كه نيازى به ذكر يكايك آنها نيست .
فقط به عنوان نمونه آيات زير را متذكر مى شويم -