الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٣ - ذكردر بيان احتجاج و الزام أبى حذره از أبى جعفر مؤمن الطَّاقى و شهرت الزام او در أكناف و آفاق
نبىّ الرّحمه خود بسعادت در آن وقت به ابو بكر تفويض و عنايت كرده باشد ، و بعد از آن بحكم قادر منّان او را منع از اقامت پيشنمازى مردمان كرده چنانچه در قصّهء تبليغ سورهء برائت كه بعد از رخصت أبى بكر بجهت انصرام و انجام آن خدمت جبرئيل أمين عليه السّلام و التّحيّه از حضرت ربّ العزّه نازل شده گفت : يا سيّد الأنام حضرت ملك العلَّام بعد از دعا و سلام ميفرمايد كه تأديه و تبليغ اين سوره بمشركين مكَّه نمىنمايد الَّا ذات أقدس تو اى رسول مقدّس يا آن كس كه از تو باشد في الفور على عليه السّلام را بطلب أبى بكر و أخذ سورهء برائت از او ارسال فرمود و او را از آن عمل بحكم حضرت عزّ و جلّ منع و عزل نمود پس قصّهء صلاة بنا بر تقدير اذن چنين بود و بهر دو حالت أبو بكر مذموم است زيرا كه أمرى كه در او مستمرّ بود ايزد أكبر آن را بر أفراد بشر منكشف ساخته مشتهر گردانيد و اين دليل واضح و مبيّن است بر آنكه أبا بكر صلاحيّت خلافت امّت بعد از حضرت رسالت پناه ( ص ) ندارد و او مأمون در دين سيّد المرسلين و بر هيچ چيز از أشياء أحكام شرايع اسلام نبىّ الأكرم نيست .
أبى نعيم نخعى گفت : مردمان گفتند راست گفتى يا با جعفر .
در آن أثر أبو جعفر محمّد مؤمن الطَّاق گفت : يا بن أبى حذره دينت بالتّمام از تو رخصت انصراف يافت و بىدينى و رسوائى و فضيحت تو بواسطهء مدحت صاحبت شد چه اگر مدح او نمينمودى چنين رسوا و فضيحت نمييافتى در آن زمان مردمان كه در آن مكان بودند گفتند : يا مؤمن الطَّاق تو آنچه در باب وجوب طاعت و لزوم اطاعت على عليه السّلام دعوى بر كافّهء امّت بعد از حضرت سيّد البريّه نمودى حجّت دعوى خود بيار .
أبو جعفر مؤمن الطَّاق گفت : نعم .