الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨٩ - احتجاج امام صادق ع بر زيد بن على بن الحسين ع در امر امامت
بعد از خروج ايشان حضرت امام الانس و الجانّ أبو عبد الله عليه سلام الملك المنّان فرمود : اى زراره و الله كه تو او را از پيش رو و از عقب و بين يديه بنوعى گرفتى كه أصلا مخرج و بيرون شدى براى او نگذاشتى .
مرويست كه روزى شخصى بحضرت امام الهمام أبو عبد الله جعفر بن محمّد عليه السّلام گفت : يا بن رسول الله پيوسته از اهل بيت شما يكى خروج ميكند و كشته مىشود و جمعى كثير با او بقتل ميرسند .
حضرت امام النّاطق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام مدّتى سر در پيش انداخت و پس از آن كه سر مبارك برداشت و گفت كه در ميان ايشان دروغ گويان هستند و در ميان اين جماعت تكذيبكنندگانند .
و از حضرت امام الباطن و الظَّاهر جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام مرويست كه آن سرور فرمود : هيچ أحدى از ما أئمّة المعصومين صلوات الله عليهم أجمعين نيست كه از أهل البيت خود دشمن نداشته باشد .
شخصى گفت : يا بن رسول الله بنى حسن نميدانند و معرفت ندارند بر آنكه حقّ ولايت و امامت امّت متعلَّق بكيست ؟
امام الهدى فرمود : بلى ليكن تحمّل حسد ايشان مانع ايشانست .
و از أبى يعقوب روايتست كه : گفت من و معلَّى بن خنيس به ديدن حسن بن حسن بن علىّ بن أبى طالب عليه السّلام رفتيم چون ملاقات واقع شد روى بمن آورد و گفت : يا يهودى خبر ده بما آنچه جعفر بن محمّد بشما گفت :
پيش از آنكه من بتكلَّم در آيم باز خود گفت : و الله كه او بيهوديّت از شما دو نفر أولى و سزاوارتر است زيرا كه يهودى آن كس است كه شرب خمر كند .
و بهمين اسناد راوى گويد كه : من از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام