الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٦ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
قوم ننمائى كه تو مؤدّب و بزرگتر ايشان باشى .
امام الخلائق أبى عبد الله جعفر الصّادق فرمود كه : من چون شخصى كه ماهر در علم طبّ و متفرّد در فهم آن فنّ و ادب بود و او را ديدم و سؤال از آن طبيب از هر چه كرده پرسيدم و أصلا از آن واقف و دانا نبود و اسئله آن بود كه از طبيب چون حقيقت أحوال او استعلام نموديم او واقف بر حدود نفس خود و تأليف بدن او و تركيب اعضا و مجراى اغذيه در أعضاء و جوارح او و از مخرج نفس و روح او و از حركت لسان مستقرّ كلام و بيان او و نور بصر و انتشار ذكر و اختلاف شهوات آن طبيب و ريختن عبرات آب چشم او و مجمع سمع او و موضع عقل او و مسكن روح او و مخرج عطسهء او و هيجان غموم او و أسباب سرور او و علَّت آنچه حادث گردد در او و أبكم و أصمّ از كرى و گنگى و غير اينها أصلا او را هيچ گونه علم و اطَّلاع نبود و اطبّا بغير كه سخنان چند خود پسنديدند و علل كه در ميان ايشان خود بخود تجويز آنها نمودند و بوسيلهء همين خود را طبيب ميدانند زنديق گفت : يا أبا عبد الله مرا خبر ده از خداى عزّ و جلّ آيا او را شريك در ملك و مضادّ در تدبير هست يا نه ؟
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود : نه زنديق گفت : پس اين فساد كه موجود در اين عالم است از درندگان ضارّه و دد و دام مؤذيه و هوام مخوفه خلايق بسيار كه بغايت در صورت زشت و در فعل بد كردارند موجود گردانيد و دود و پشه و مار و عقرب و أمثال اين حشرات براى چه ايجاد نمود .
و حال آنكه زعم شما آنست كه حضرت ربّ العباد هيچ چيزى از موجودات را بغير علَّت ايجاد موجود نگردانيد بواسطهء آنكه حكيم كار عبث نخواهد كرد .