الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٦ - ذكر بيان احتجاج أمير المؤمنين حسن عليه السّلام بر جميع أنام كه بعد از مصالحهء او با معاويه بموجب رأى أنام و نسبت تقصير بآن حضرت در باب طلب حقّ ولايت و امامت نمودند
و هر چند أكل نمايد سير نشود و بميرد و او را در آسمان هيچ أحدى به نصرت نگردد و در زمين نيز كسى عذر او نپذيرد و او بر شرق و غرب عالم حاكم گردد و دين و آئين براى خود و ساير عباد گزيند و ملكش بطول كشد و او متسنّن به سنّتهاى بدع و ضلال و مخترع ببدعتهاى خارج از اعتدال بر وفق امانى و آمال و دواعى نفس و اضلال گردد و حقّ و سنّت رسول ( ص ) صادق را ميراند و مال مردم را بأهل ولايت خود تقسيم نمايد و صاحب حقّ را از آن منع فرمايد ، در ملك او مؤمن ذليل و در سلطانيّت و حكومتش هر فاسق قوى و جليل است و مال را در ميان أنصار و أعوان خودش دول و بندگان خداى منّان را خول گرداند ، يعنى در سلك عبيد و اماء خود منخرط سازد .
و در أيّام سلطنتش أمر حقّ مندرس و باطل ظاهر و مؤسّس گردد ، و لعن صلحا و أتقياء نمايد و قتل كسى كه قاصد حقّ و طالب آن باشد فرمايد و هر كه بر موالات باطل او باشد اعانت نمايد و آن مهام بهمين نهج بر قيام مستدام خواهد بود ، تا آنكه حضرت خداى علَّام از روى احسان و امتنان در آخر الزّمان كه مملوّ از شدّت و عصيان و جهل و طغيان باشد يكى از مردمان را مبعوث بخلقان گرداند و او را حضرت ربّ العلىّ مؤيّد و مقوّى گرداند به ملائكهء كرام عظام و منصور و مظفّر سازد بأنصار ذوى الاحترام و بآيات و نشان ، و معجزات فراوان بخلقان نصرت دهد ، و او را بر زمين ظاهر گرداند تا هر كسى را بطوع و رغبت يا بجبر و كراهيّت بجز او پاداشت او رساند .
و زمين را بعدل و غور مملوّ سازد و بقسط و نور و برهان ظاهر و مشهور بحقيقت أشياء كما هى پردازد عرض بلاد و طول آن از مشرق تا مغرب جهان هر كسى كه تظلَّم بآن حضرت نمايد انتصاف آن مظلوم از ظلم از روى عدل ، و