الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٧ - خطبه حسن بن على ع در مسجد كوفه در حضور معاويه و عامه مردم در بيان فضيلت اهل بيت
ابن عبّاس گويد : كه چون بعد از قتل على ( ع ) سال أوّل بود كه معاويه بمدينه آمده بود و مردمان از أطراف و أكناف آمده مجتمع بودند من گفتم كه چون ابن جعفر مينمايد كه در هنگام كه حضرت نبىّ الأكرم بيان اين كلام مينمود جمعى از أصحاب سيّد البشر در آن محضر حاضر بودند اگر چه بعضى از آن أعيان متّصل رحمت و مغفرت شدند امّا گروهى باقى و موجودند أمر باحضار آن أعلام نمائيد بعد از حضور آن جماعت حقايق اين كلام سيّد الأنام بوضوح و انجام انصرام خواهد يافت .
معاويه بعد از تصديق كلام ابن عبّاس أمر باحضار آن جمعى كه عبد الله بن جعفر نام آن طايفه برده كه در آن مأمن در خدمت رسول ذو المنن در وقت بيان آن كلام حاضر بودند نمود .
چون عمرو بن امّ سلمه و اسامة بن زيد حاضر شدند هر دو شهادت دادند كه آنچه عبد الله بن جعفر از لسان حضرت سيّد البشر نقل نمود حقّ است و ما هر دو با جمعى ديگر از پيغمبر جليل القدر در حقّ أمير المؤمنين حيدر و وصىّ آن سرور و در حقّ باقى أئمّه اثنا عشر أوصياى آن نبىّ ايزد داور شنيديم و در باب أئمّهء ضلال آن كلام و مقال از حضرت رسول واهب - متعال استماع نموديم .
آنگاه معاويه روى بسوى امام حسن ( ع ) و حسين ( ع ) و عبد الله بن عبّاس و فضل و پسر امّ سلمه عمرو و أسامة بن زيد آورده گفت : همهء شما قايل بقول عبد الله بن جعفر أبى طالبيد و سخنان او را بالتّمام از كلام حضرت رسول ايزد علَّام ميدانيد ؟
همه گفتند بلى .