الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٨ - خطبه حسن بن على ع در حضور معاوية و بزرگان اهل شام در بيان فضل اهل بيت
و من پسر آن كسم قبل از همه در جنّت زند و آن باب بأمر ايزد وهّاب سبّوح بر آن حضرت مفتوح گردد .
و من پسر آن كسم كه در حرب ملائكهء ايزد غفّار براى او مقاتله و كارزار كردند و غنيمت بر او حلال بود ، و بمسافت يك ماهه راه برعب و اقبال نصرت يافتى ، و هرگز از حرب و قتال روى برنتافتى .
حسن بن على عليه السّلام مثل اين كلام در آن مقام بسيار مذكور كرد تا آنكه دنيا را در نظر معاويه تاريك ساخت و خود را بأهل شام و بساير أنام كه اطَّلاع بحقايق أحوال او و آباى كرام و أجداد عظام عليهم الصّلوة و السّلام نداشتند شناسانيد و بعد از آن از منبر بزير آمد .
معاويه گفت : يا حسن ( ع ) آرزوى خلافت امّت دارى ليكن لايق آن نيستى .
حسن بن على عليه السّلام فرمود كه : اى معاويه خليفهء امّت كسى است كه ساير بسيرت رسول البريّت باشد و عمل بطاعت خداى عزّ و جلّ و متسنّن بسنن آن خاتم الرّسل بود ، و كسى كه ساير بجور و رفتن و معطَّل - آداب شرع و سنن رسول ايزد مهيمن بود بيقين آن جائر بيدين و ظالم لايق خلافت امّت سيّد المرسلين نيست چه او دنيا را مادر و پدر خود دانسته .
مثل اين كس مثل ملك است كه بملك دنيا بعاريت چند روز متمتّع به مدّت قليل فيروز است و عمّا قريب آن تمتّع ازو منقطع و لذّات آن مختتم ، و مندفع گشته ظلم و جور كه در أيّام حكومت ازو سانح و صادر شده براى او باقى و تابع است .
و اينست آنكه خداى تعالى در حقّ او فرموده : * ( وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ