الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٣ - ذكر بيان مفاخرت حضرت امام حسن بن على عليه السّلام بر معاويه و عتبه بن أبى سفيان و مروان بن الحكم و مغيرة ابن شعبه و بر وليد بن عقبه ١٨٧
ميباشيم .
ما راست عزّ عليا و فخر و سنا و تو از قومى كه ايشان را در جاهليّت از نسب و حسب در اسلام نصيب أصلا نبود ، بندهء گريختهء بودى ترا افتخار در مضمار أخيار و در معركه حرب و پيكار مصادمت با شيران بيشه و غار و مجادلت با دليران روزگار است ، و ما سادات عظيم الشّأن و صاحب رايت و نشان علم و عرفانيم ما حامى أطراف خود از زمار و از دخول أشرار در مرعى و محمى خود بعزّت و اعتباريم و از ساحت فخر و شرف خود ما نفى ننگ و عار نمائيم و من پسر نخبهء أبكارم يعنى مادرم جناب حضرت فاطمه عليها السّلام از نجايب أبكار و بضعهء رسول مختار است و گمان تو آنست كه بهترين أوصياء كه وصىّ خير الأنبياء محمّد المصطفى عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء . يعنى أمير المؤمنين عليه السّلام است بحقايق أحوال تو مطَّلع نيست .
با لله كه آن امام اكرام بعجز تو أبصر و بجور و ظلم تو أعلم بود از همهء امّت و آنچه از بغض و حسد كه تو در سينهء پر كينه نسبت بآن امام الامّه دارى مرا جايز و سزاوار است كه آن را بتو ردّ نمايم و آن ألم و درد را در چشم تو جا دهم هيهات ، هيهات رخصت نيست نزد حضرت ايزد بمضمون آيهء كلام قادر واحد لم يكن ليتّخذ المضلَّين عضدا كه از جمعى مضلَّين و گمراهان ناكثين نصرت و اعانت بيقين جويد و زعم تو بىشرم و بىحياء بىآزرم كه اگر تو در صفّين به تحريك جنگ و نزاع قيس يا حكم ثقيف بودى با آن حضرت زيادتى مينمودى .
مادرت بمرگ نشيناد و مدام براى تو مادرت گريان بآنچه جز او آن طايفه را زيادتى بر ولىّ ايزد بارى ميشد ، آيا آن حضرت در مقامات جنگ و حرب و در مقاسات طرد و ضرب از تو با آن جماعت عاجز ميگردد و يا گريزد .