الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣
عيان است .
و اگر زعم تو نادان چنانست كه على عليه سلام الملك المنّان ، قتل عثمان نمود از روى ظلم و جور و الله كه على ( ع ) أتقى و أورع از ساير أئمّه است در اين باب .
و لعمرى و بعمرم قسم است كه اگر على ( ع ) عثمان را مظلوما كشته باشد و الله كه تو در باب اعانت او در هيچ حساب نيستى نه در زندگى نصرت او توانستى داد و نه در مرگ او تعصّب او توانى كشيد و تو مدام در طايف مسكن و مقام داشتى و أصلا ربط و علاقه خويشى باو نداشتى سرايت پيوسته بيعهء زانيان و محيى مراسم جاهليّت و مميت اسلام و ايمان در ميان مردم بودى و يقين اعتراض تو در بنى هاشم و بنى أميّه نه از روى حسن و رويّت است پس اين دعوى بسوى معاويه است .
و امّا قول و سخن شما در باب امارت و أصحاب بنو اميّه در باب ملك ، و دولت كه مالك و متصرّف آن شديد و بدان مفاخرت مينمائيد .
فرعون با كفر و طغيان چهار صد سال پادشاهى مصر كرد حضرت ايزد بيچون موسى و هرون را به نبوّت پيش او فرستاد و آن دو نبىّ ربّ العزّت از آن كافر بيرويّت آزار و اذيّت بسيار بسيار كشيدند و حضرت ايزد غفّار چون مالك الرّقاب و ملك الوهّاب عطا و احسان مرد فاجر و مؤمن و كافر مينمايد پس بآن فخر و مباهات نبايد نمود زيرا كه حضرت عزّ و جلّ در قرآن ميفرمايد كه :
* ( وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * .
يعنى : دنيا فتنه از براى مردم دانا و صاحب دين و أرباب اسلام و يقين است و نيز در محلّ ديگر حضرت ربّ العزيز ميفرمايد كه : * ( وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ