الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣
كتاب حضرت عزّ و جلّ را دغل گرداند .
خلاصهء معنى كلام رسول ايزد علَّام آنكه هيچ كدام اينها را بحال و مقام خود نگذارند و دست تصرّف و تعدّى هر يك از اينها دراز كنند و چون أولاد وزغ بسيصد و ده نفر رسند لعن بر آن أشرار واجب و سزاوار گردد لعن دوام براى آن طايفه لئام است و چون آن أولاد افساد با أعداد چهار صد و پنج نفر رسند هلاكت ايشان سريع و آسان ترست از پوست باريك كه بروى خرماى رسيده است زيرا كه مضغ آن در كمال سهولت و آسانى است .
در أثناء اين كلام سيّد الأنام حكم بن أبى العاص كه داخل در ذكر و كلام رسول ايزد علَّام بود روى بجانب حضرت نبىّ ايزد واهب آورد خواست كه بحقايق سخنان رسول آخر الزّمان رسد سيّد البريّات چون مطلب او را دانست كه بواسطهء چه در كمال اضطراب و استعجال بخدمت آن حضرت آمده روى به حضّار مجلس جنّت آثار يعنى مهاجر و أنصار آورده فرمود كه : آهستهتر متكلَّم گرديد كه وزغ مىشنود .
و حقيقت اين مقدّمه آنست كه حضرت سيّد الأنام در منام ديد كه بعد از آن حضرت چند نفر ازين امّت يعنى بنو أميّه حكومت خواهند كرد ، چون خلافت آن جماعت بر نبىّ الرّحمه بغايت دشوار بود حضرت معبود آيهء مباركهء * ( لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ) * بر آن حضرت بجهت تسليت انزال نمود لهذا براى شما شهادت داد كه بعد از قتل على ( ع ) حكومت شما نيست الَّا در مدّت مؤجّل كه حضرت عزّ و جلّ مقدّر و مقرّر گردانيد كه آن بىاشتباه هزار ماه است .
بعد از آن روى مبارك بجانب عمرو بن العاص الشّانئ اللَّعين أبتر