الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٨ - ذكردر بيان مقامات كه ميان أبى جعفر مؤمن الطَّاق و ميان أبو حنيفه در آفاق كه بمطايبه دكَّه بتفاق اتّفاق افتاد
يافت فلهذا أئمّة المعصومين صلوات الله عليهم أجمعين أمر باقرار محبّين و پيروان ايشان بقول حضرت سيّد المرسلين نمودند و امّت نبىّ الرّحمه ، و محبّان أئمّة البريّه اقتداء بهم و امتثالا لأمرهم آن شيوهء سنيّه و طريقهء مرضيّه را شعار و دثار خود ساخته بلكه آن را از متحتّمات دين و مستحسنات شرع و آئين سيّد النّبيّين صلوات الله عليه و عليهم أجمعين دانسته بر آن اعتقاد قويم پايدار و مستقيماند .
أبو حنيفه گفت : چون شما را اعتقاد اين و ملَّت و آئين چنين است الحال مرا هزار درهم اعطا كن كه وقتى مراجعت ما و شما بدنيا بود تا بتو من هزار دينار دهم .
مؤمن الطَّاق چون از أبو حنيفة الباغى اين سخن استماع نمود من غير مهل و تراخى فرمود كه مضايقه در دين نيست امّا بشرطى كه كفيل دهى كه تو در نشأ رجعت بصورت انسان مراجعت نمائى و بصورت خنزير رجعت ننمائى .
أبو حنيفه را بعد از استماع اين كلام سكوت تمام و بهت لا كلام روى داد .
روزى ديگر أبو حنيفه در محضر جمعى از أصحاب علم و خبر كه مؤمن الطَّاق نيز در آن رواق حاضر بود گفت : اگر على عليه السّلام را در خلافت امّت و در آن أمر بهره و قسمت مىبود چرا بعد از وفات نبىّ الورى مطالبهء حقّ خود از خلفاء ننمود ؟
مؤمن در جواب أبو حنيفه فرمود : مطالبه حقّ خود بواسطهء خوف خود ننمود كه مبادا ايشان او را مقتول و نابود گردانند چنانچه سعد بن عباده به تير سهم مغيرة بن شعبه مقتول گرديد و أكثر مردم و أصحاب فساد و ظلم شهرت ميان خاصّ و عامّ دادند كه جنّيان سعد بن عباده را شهيد و