الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠
علم و كمال او در نزد حضرت ذو الجلال بودى و ميدانستى كه آن حضرت در - خلافت و امامت امّت از تو و از غير در پيش ايزد منّان و در نزد ساير مردمان أولى و أحقّ و أحرى و أليق است بلكه خود با ده نفر مردم سازش كردى و خون خلق الله تعالى را از خلق خدا ريختى بفريت و كيد خود و كار كسى كردى كه أصلا ايمان بمعاد نداشته و از عقاب و عذاب ربّ العباد ترس و انديشه نكرده باشد پس چون كتاب ربّ الأرباب در باب عمل غير صواب و ثواب در هنگام أجل و وقت مقرّر از شيخ و شابّ برسد تو متوجّه بشرّ مسكن عتاب و خطاب خود گردى و حضرت ولايت مآب أمير المؤمنين على عليه السّلام الملك الوهّاب منقلب بهترين مسكن و مآب گردد .
آنگاه حسن بن على ( ع ) روى بمعاويه آورده فرمود كه : و الله لك بالمرصاد يعنى : كلام امام الأنام و الله أعلم بحقيقة المرام ظاهرا آنست كه حضرت خالق البريّه از جهت بمرصاد كه يك عقبه از عقبات پل صراطست ، جمعى را معيّن گردانيد كه منتظر تواند كه چون بآن عقبه برسى بحقيقت أحوال تو من جميع الأحوال كما ينبغى و يليق وارسند كه چون لايق هر كدام محلّ و مقام دركات سعير و سقر باشى ترا از آن مرصاد متصدّيان ربّ العباد از همان مكان در اندازند و در آن مقرّ مقرّر سازند .
اى معاويه اين عيوب كه مذكور شد مخصوص تست و امّا از عيوب كه با تو جمعى ديگر مساوى و مشتركى چون بسيارست مرا بواسطهء طول از ذكر و بيان آن كراهيت و عارست .
بعد از آن أمير المؤمنين حسن بن على ( ع ) روى مبارك بعمرو بن عثمان آورده فرمود : كه يا عمرو بن عثمان تو بواسطهء حماقت و نادانى و جهالت و