الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤
بر من معلوم و ظاهر گردد كه اين قوم در أمر تو مرتكب فعل و شغلى گشتند كه در دنيا و آخرت باعث رسوائى و فضيحت ايشان است ، و آن طايفه مأمون در دنيا و عقبى نيستند و اگر چيزى ديگر شود خواهم دانست كه تو و ساير ايشان در آن مقدّمه يكساناند .
در آن حال حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : آنچه در خاطر دارى بپرس كه بتوفيق الله و تعالى و تقدّس و تعليم حضرت نبىّ الأقدس جواب و سؤال تو از هر كس باشد كما هو حقّه خواهند شنيد .
آن شخص گفت : يا أمير المؤمنين على ( ع ) مرا خبر ده از كسى كه بخوابد روح او بأمر قادر سبّوح بكجا رود ، و خبر ده مرا از حال مردى كه پيوسته متذكَّر باشد يا هميشه نسيان برو غالب و عيان بود ، و ايضا مرا مخبر و مطَّلع گردان از حال مردى كه فرزندش چگونه گاه شباهت بأعمام و گاه مماثلت به أخوال دارد ؟
در آن وقت حضرت ولىّ ايزد بارى ملتفت بسوى أبى محمّد حسن بن - على عليه السّلام گرديد و گفت : يا با محمّد جواب سؤال اين مرد بگوى .
في الفور آن نوباوه بوستان نبوّت و آن نوگل گلستان ولايت زبان معجز نشان باين مقالات صدق سمات جارى و سارى گردانيد كه :
أمّا آنچه سؤال نمودى از حقيقت أحوال خواب ايشان كه چون در هنگام كه استراحت و خواب كنند روح ايشان بكجا ميرود و مقرّ و مكان گيرد بدرستى كه روح بحكم ايزد سبّوح متعلَّق است بباد و باد متعلَّق به هوا است تا آن وقت كه صاحب نوم بأمر و حكم حىّ قيّوم حركت بجهت تعطيت كند پس باذن قدّوس سبّوح متعلَّق بردّ روح در بدن صاحب روح گشته پس