الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٨ - ذكردر بيان احتجاج و الزام أبى حذره از أبى جعفر مؤمن الطَّاقى و شهرت الزام او در أكناف و آفاق
بجهت ورّاث أهل و ولد خود گذاشت يا آنكه آن خانه را در وجه مسلمانان به صدقه مقرّر داشت ؟ از اين دو وجه هر كدام كه ميخواهى بگو .
چون ابن أبى حذره بر آنچه بر او وارد ميشد بر تقدير اختيار هر يك از جهتين مطَّلع بود ملزم و منقطع گرديد .
پس أبو جعفر مؤمن طاقى گفت : اگر گوئى كه آن خانه را حضرت نبىّ - الرّحمه ميراث بواسطهء ولد و أزواج طاهرات گذاشت بدرستى كه حضرت سيّد كائنات بر سر نه زن وفات يافت پس از براى عايشه از ثمن كه أصل فريضهء أزواج متعه است تسع ثمن خواهد بود ، پس از آن خانه كه آن حضرت بميراث مانده كه صاحبت در آن محلّ مدفونست از آن خانه او را ذراع در ذراع در وقت تقسيم سهام نميرسد و اگر آن خانه را صدقه دانيد پس بليّهء أتمّ و اعظمست زيرا كه در اين صورت آنچه سهم أدنى مسلمان باشد بتعيين حصّه هر يك از أبا بكر و عمر با آن مسلمان يكسان است پس دخول بيت نبىّ عليه السّلام در أيّام حيات آن حضرت و بعد از وفات او بنا بر عموم نهى مفاد از آيه كلام حضرت خلَّاق العباد معصيت باشد الَّا علىّ بن أبى طالب و أولاد امجاد او را بدرستى كه حضرت عزّ و جلّ مر علىّ و أولاد او حلال نمود هر چه بر رسول متعال حلال كرده بود .
بعد از آن مؤمن الطَّاقى روى بابن أبى حذره و ساير أهل نفاق كه وفاق و اتّفاق بر جدال كرده بودند آورده گفت : شما همه مخبر و مطَّلعيد بر آنكه حضرت نبىّ ايزد وهّاب أمر بسدّ أبواب جميع مردم كه مشرعه بسوى مسجد مالك الرّقاب بود الَّا باب ولايتمآب أمير المؤمنين عليه السّلام كه بحكم ايزد سبّوح كه مفتوح ماند أبو بكر بعد از ملاحظه اين احسان نسبت بأمير المؤمنين -