الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٢ - احتجاج محمد بن نعمان الاحول بر زيد بن على بن الحسين در خروج
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
هر چه وجه غيبت حجج سباق حضرت ايزد خلَّاق بود همان باتّفاق وجه غيبت حضرت الحجّة بن الحسن خواهد بود .
و وجه حكمت منكشف نگردد الَّا بعد از ظهور و خروج آن حضرت عليه - السّلام چنانچه وجه حكمت خرق سفينه و قتل غلام غير بالغ بغير جرم و آثام و اقامت جدار بر موسى عليه السّلام مخفى بود تا وقت افتراق ميان حضرت ( ع ) و آن حضرت عليه الصّلوة و السّلام .
يا بن الفضل بدرستى كه اين أمر غيبت أمرى است از أمر خدا و سرّى است از سرّ الله ، غيبى است از غيبت ايزد تبارك و تعالى .
و چون ما دانستيم كه حضرت قادر بيچون حكيم است و بعدالت انصرام دارد هر چند وجه آن بر ما غير منكشف و پنهان باشد .
علىّ بن الحكم از أبان بن تغلب روايت كند كه گفت : مرا خبر داد أحول از ولىّ حضرت عزّ و جلّ أبو عبد الله جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) و آن مؤمن مخبر نيكو سير أبى جعفر محمّد بن النّعمان ملقّب بمؤمن الطَّاق كه در آن زمان باتّفاق در تشيّع و ايمان مشهور آفاق بود فرمود كه زيد بن على ابن الحسين عليه السّلام در هنگام اختفاء كه ارادهء خروج داشت كسى به طلب من فرستاد چون بنزد او رفتم بمن گفت :
يا أبا جعفر چه ميگوئى اگر راه روى از سلسلهء ما براه رود تو با او بيرون روى و موافقت در مرافقت مينمائى ؟
مؤمن الطَّاق گويد كه : من در جواب گفتم : اگر پدر و برادر تو باشند