الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨٥ - احتجاج امام صادق ع بر زيد بن على بن الحسين ع در امر امامت
در خاطر داشت كه بعد از وفات و شهادت سيّد الشّهداء أبى عبد الله - الحسين عليه سلام الله تعالى او وصىّ آن حضرت و خليفهء امّت باشد و لهذا در آن مرام جهد و اهتمام تمام بظهور رسانيد تا آنكه در آن باب دعوى بر حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام نمود و بعد از آنكه مرافعه بحجر الأسود نمودند و او از پسر برادرش زين العابدين عليه السّلام معجزهء دالَّه بر صحّت قول آن خلاصهء أولاد سبط الرّسول و امامت و ولايت آن سرور بنظر در آورد بنوعى كه سابقا مذكور شد از آن ممنوع و منزجر گرديد ، زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام نيز اميدوار بود كه بعد از وفات امام محمّد الباقر ( ع ) قايم مقام و نايب مناب آن سرور باشد تا آنكه شنيد آنچه از برادرش شنيد ، و ديد آنچه از پسر برادرش أبى عبد الله جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام ديد و حقيقت دعوى زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام على سبيل الاجمال بدين منوال مذكور خواهد شد .
از آن جمله روايت است از صدقه بن أبى موسى كه أبى بصير گفت : كه چون حضرت أبى جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليه صلوات الملك الأكبر محتضر گرديد و وفات نزديك رسيد فرزند ارجمند يعنى خلف الصّدق دلپسند خود جعفر الصّادق ( ع ) را طلبيد تا او را ولىّ عهد گرداند و عهد امامت و ولايت امّت را به او سپارد .
برادر آن حضرت زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام بعد از استطلاع و استعلام اين أمر بحضرت محمّد الباقر ( ع ) گفت : اى برادر شما چرا در اين باب متمثّل بمثال لازم الامتثال حسن و حسين عليهما سلام الملك المتعال نمىشويد كه شيوهء پسنديده و طريقهء مرضيّه است زيرا كه مرا رجاء و