الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٨ - احتجاج امام صادق ع بر بعضى از اصحاب در مورد مرد مؤمن كه توريه كرد
نبوّت موسى عليه التّحيّه و الثّناء در تمامى ايّام شهور و سنين ميخواند و به تفضيل محمّد خاتم الأنبياء بر جميع رسل حضرت عزّ و جلّ و پس از آن حضرت به تفضّل علىّ بن أبى طالب و خيار از أئمّهء معصومين عليهم السّلام بر ساير أوصياء پيغمبران قائل و مقرّ ميگرداند و تمامى امّت اقرار از ربوبيّت تو ممنوع بلكه مأمور باظهار براءت از پرستش و عبوديّت شما ميگرداند .
فرعون گفت : بحقيقت اين خواهم رسيد چون آن لئام ملاحظه نمودند كه فرعون توجّه تمام بكلام نافرجام ايشان در باب حزقيل ننمود روز ديگر - جمعى از ايشان حزقيل را گرفته بنزد فرعون بردند و گفتند كه : اين حزقيل در پى اغواء و تضليل است زيرا كه مردم را بمخالفت تو ميخواند و اعانت أعداى تو بر ضدّيت تو داده مقوّى ميگرداند .
فرعون گفت : اى قبطيان حزقيل ابن عمّ و خليفهء من بر ملك من است و بعد از من ولىّ عهد منست عجب است كه او بأمثال اين حركت قيام و اقدام باين جرأت نمايد و راه مخالفت و شيوهء معاندت ظاهر فرمايد اگر چنانچه او اقدام باين فعل نافرجام كه شما بيان و ابرام در آن مهام نموديد نموده باشد مستحقّ عقاب و عذاب از من بوسيلهء كفران نعمت من در آن باب گرديد بىشبهه و ارتياب بجزاى عمل ناصواب خود خواهد رسيد و اگر شما در حقّ او كذب و افتراء كرده باشيد سزا و جزاى خود خواهيد ديد چه شما در سيّئات و بدى او قيام و اقدام نموديد و عتاب و خطاب خود را بر ما واجب فرموديد .
پس روز ديگر حزقيل و آن قوم ضليل را بحضور خود طلبيد و كشف اين أمر محجوب بر وجه مرغوب نمود .
آنگاه فرمود : اى قوم شما را بحزقيل چه نوع سؤال دعوى قيل و قال