الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٧ - احتجاج امام صادق ع بر بعضى از اصحاب در مورد مرد مؤمن كه توريه كرد
ضرورت بر لسان آن مؤمن جارى و عيان گرداند بىشبهه واهب بىامتنان ثواب او را بواسطهء آن تقيّه عظيم و گران سازد و او را باعطاى جنان و بمواصلت حور و رضوان در آن مكان بنوازد و بدانيد كه اين مؤمن صاحب شما كه در جواب آن سايل فرمود :
هر آن كس كه عيب يكى از عشرهء مبشّره كند لعنت خداى تعالى و ملائكه أرض و سماء بر او باد آن مؤمن از واحد عشره حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را اراده نمود و در مرتبهء ثانيه گفت : كه هر كه عيب عشره مبشّره نمايد يا او دشنام ايشان دهد لعنت خداى تعالى و ملائكهء أرض و سما بر او باد آن مؤمن راست گفت زيرا كه بر كسى كه عيب و شتم تمام أصحاب نمايد البتّه آن جاهل غبىّ عيب و دشنام حضرت أمير المؤمنين على عليه سلام الملك العليّ داد چه آن حضرت يكى از أصحاب سيّد البريّه بود و اگر أمير المؤمنين على عليه السّلام را مذمّت بعيب و دشنام ننمايد .
پس آن كس عيب جميع أصحاب رسول ايزد تعالى و تقدّس ننمود بلكه عيب بعضى از أصحاب نبىّ المقدّس نمود و عمل اين مؤمن مطيع عزّ و جلّ بعينه عمل جزيل حزقيل مؤمن آل فرعون با قوم ايشانست .
مرويست كه چون گروه از قبطيان بر حقيقت اسلام و ايمان حزقيل مطَّلع و مخبر گشتند و بعد از آنكه او را از اطاعت و متابعت موسى و هارون مكرّر منع بلكه زجر بزبان نصيحت در حضور و غيبت نمودند و از آن أصلا نفع و أثر استشمام ننمودند .
و گروهى هم از قوم فرعون بسمع او رسانيدند كه حزقيل كه خويش نزديك است بشما قبطيان بلكه همه أقوام و عشاير شما را بيگانگى خداى تعالى و