الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧
از بنى قيساند جمع كرده آمدند و عتبه بغطفان آمد و يهودان را نيز در آن كار يار خود كرده آوردند كه خداى قهّار تمامى آنها را مردود و خاكسار گردانيد و ايشان را بخير و خوبى نرسانيد چنانچه خداى عزّ و جلّ در دو سورهء كه به حضرت خاتم الرّسل منزل و مرسل گردانيد أبا سفيان و أصحاب او را كافر ناميد و تو در آن روز يا معويه مشرك و براى پدرت بودى و أمير المؤمنين عليه السّلام در آن روز براى رسول ( ص ) و بدين آن حضرت بود و در آن روز نيز حضرت پيغمبر « ص » بر أبى سفيان لعن كرد .
و پنجم قول حضرت رحيم الرّؤف : * ( وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّه ) * تو و پدرت و مشركان قريش سدّ و منع رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نمودند در آن روز نيز رسول حضرت ربّ العزيز پدرت و شملت و ذرّيّت او را تا روز قيامة لعنت كرد .
و ششم در روز جنگ أحزاب در آن روز أبو سفيان با جميع قريش آمدند و عينية بن حصين بن بدر بغطفان بر آمد ، حضرت رسول خداى تعالى تابع و متبوع آنكه لشكر را كشيد و آنكه لشكر را رانده بجنگ آن پيغمبر جليل القدر آورده لعن كرده تا روز قيامت .
شخصى گفت : يا رسول الله ( ص ) در أتباع ايشان مؤمنانند .
حضرت رسالتمآب در جواب فرمود كه : لعنت بمؤمن نميرسد امّا آنكه آن عسكر را كشيده آورده در ميان ايشان مؤمن و مجيب و ناجى أصلا نيست .
هفتم روز ثنيّه كه عبارت از طريق العقبه است و در آن روز دوازده نفر با يك ديگر عهد و شرط بر قتل پيغمبر كرده بودند هفت نفر بنو أميّه بودند پنج نفر از ساير قريش .