الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٣ - احتجاج امام صادق ع بر شامى در امر خلافت و احتجاج اصحاب آن حضرت با او
كلمات و رفع اختلافات آن جماعت نمايد و باين حقّ از باطل بواسطهء آن طايفه فرمايد ؟
هشام گفت : بلى شخصى عالم كامل قادر بر ازالهء جهل در هر وقت و محلّ از حضرت عزّ و جلّ معيّن و مسجّل است .
شامى گفت : يا هشام آن كيست ؟
هشام فرمود كه : امّا در ابتداء شريعت آن رسول ربّ العزّتست ليكن بعد از فوت رسول حضرت مهيمن آن مرشد أهل زمين ديگرى خواهد بود شامى گفت : كيست آن غير كه او نايب مناب آن نبىّ الرّحمه و قائم مقام آن حضرت در تبليغ أحكام اسلام و حجّت بعد از آن سيّد البريّه بطوايف امّت باشد ؟
هشام گفت : در اين وقت ما يا پيشتر از اين ؟
شامى گفت : بلكه در اين وقت ما .
هشام گفت : امام امّت در اين وقت اين كس است كه در اين مجلس نشسته است و او از اين كلام اراده حضرت أبى عبد الله عليه السّلام نمود و فرمود كه :
آنست آن كسى كه شدّ رحال بسوى او و مرجع و مآب رجال در يوم لا ينفع بنون و لا مال بر او است كه بأمر حضرت واجب تعالى مخبر بأخبار سماء به وراثت أجداد و آبا است .
شامى گفت : مرا حقيقت صدق اين كلام شما بچه نوع ظاهر و هويدا و معلوم و پيدا خواهد شد ؟
هشام گفت : اى شامى سؤال كن از آن حضرت هر چه بخاطرت خطور و عبور كند .