الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٢ - احتجاج امام صادق ع بر شامى در امر خلافت و احتجاج اصحاب آن حضرت با او
تمام در جاى كه در آن اختلاف واقع گردد خواهد داد بنوعى كه اختلاف از ما بغير خلاف و گزاف واقع نخواهد شد و ما را تمكين تمام بر اتّفاق پيدا خواهد گرديد ؟
شامى گفت : بلى هشام فرمود كه : پس تو از شام باين محلّ و مقام براى چه آمدى و ما و ترا مخالفت از براى چيست و ترا زعم و گمان چنانست رأى در دين طريق پسنديده و آئين سنجيده است و قول تو آنست و مقرّى بآن كه رأى مجتمع بر قول واحد كه مختلف باشد نخواهد شد .
شامى ملزم و ساكت شد مانند منكران .
حضرت أبى عبد الله عليه السّلام فرمود كه : يا شامى چرا متكلَّم نميشوى شامى گفت : يا حضرت اگر من گويم كه خلاف و اختلاف نكرديم مكابره است و اگر گويم كه كتاب و سنّت رفع اختلاف ميكنند و از ما دفع مخالفت مينمايند قول من باطل است زيرا كه در هر يك از قرآن و سنّت وجوه بسيار محتمل است و مرا نيز بر هشام بمثل همين كلام است .
حضرت امام الامّه فرمود كه : آن را سؤال كن كه جوان آن را بر وفق دلخواه بلا اشتباه بسيار خواهى يافت .
شامى گفت : يا هشام آيا كه خلق را انظار و مهلت دهد پروردگارشان يا أنفس ايشان ؟
هشام گفت : بلكه پروردگار ايشان انظار و مهلت از جهت بندگان مقرّر گرداند .
شامى گفت : آيا حضرت ايزد قادر تعالى براى ايشان كسى كه جمع