الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٢ - احتجاج امام صادق ع بر ابى حنيفه
نعم ، حديث و حكايت كرد پدرم از آباى كرام ما عليهم السّلام و آن اولياى ايزد علَّام روايت كردند كه حضرت رسول ملك العلَّام عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه : خداى تعالى هر دو چشم اين آدم از شحم نمود و آب هر دو چشم را شور گردانيد چه اگر شورى نميداشتى هر آينه آن شحم گداختى و هيچ چيز از قذى در عينين نيفتادى الَّا آنكه گداخته گشتى ليكن آن ملوحت هر قذى و چيزهاى درشت كه در چشمها مىافتاد آن را بيرون انداخت و تلخى در گوشها بجهت آن مقرّر داشت تا آن حجاب بواسطهء دماغ باشد و آن محفوظ از أذيّت جانوران ماند زيرا كه أحيانا جانورى اگر بگوش فرو رود همان لحظه التماس خروج از آن مكان كند ، و اگر تلخى آن نبودى هر آينه آن دانه به دماغ آن كس رسيدى و آزار رسانيدى .
و برودت در سوراخهاى بينى بواسطهء آنست كه دماغ انسان از شرّ أذيّت جانوران و غيرها مصون و محروس ماند .
و اگر برودت در منخرين نبودى هر آينه دماغ گداختى و فرو ريختى .
و عذوبت در دهان انسان بيّن و عيان از حضرت واهب منّان محض از روى احسان و امتنان است تا آنكه بنى آدم لذّت طعام و شراب از دهان بيابد و امّا كلمهء كه اوّلش كفر و آخرش ايمان است آن عبارت از گفتن * ( لا إِله إِلَّا الله ) * است كه أوّل آن كفر است بواسطهء نفى و آخرش ايمان بجهت اثبات ذات خلَّاق الموجوداتست .
بعد از آن آن امام الأنس و الجانّ فرمود كه : يا نعمان زنهار قياس نكنى و پيرامون اين كار بىهنجار نگردى زيرا كه پدر بزرگوارم حديث از آباى كرام عظام بيان نمود كه : آن أعيان از حضرت رسول آخر الزّمان نقل