الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤
الرّحمه ملعون و مردود از رحمت حضرت بيچوناند .
و قسم ميدهم شما را بخداى تعالى آيا ميدانيد كه در وقتى كه حضرت رسول ( ص ) نزد تو فرستاد كه چون خالد بن الوليد بر سر كفرهء بنى خزيمه رفته تو نيز بآن عسكر رفته آنچه از غنايم كه جمع گردد نوشته ضبط نمائى .
چون فرستاده بعد از تبليغ پيغام سيّد الأنام بشما مراجعت بخدمت حضرت نبىّ الورى نمود و گفت : يا رسول الله معاويه در أكل و صرف غنايم ساعى است نه ضابط و جابى آنست كرّة ثانيه حضرت رسول الله كسى نزد تو مرسول گردانيد و در باب ضبط غنايم تأكيد تمام نمود چون فرستاد معاودت و مراجعت بشرف خدمت نبىّ الاكرام نمود باز كلام أكل مال فيء و غنايم ترا در حضور رسول مجتبى مكرّر بيان فرمود .
كرّة ثالثة چون رسول از پيش تو مراجعت كرده سخن أكل و عدم ضبط ترا در محضر أنصار و مهاجر بخدمت سيّد البشر معروضداشت در آن حال رسول ايزد لا يزال فرمود كه : بار خدايا شكم او را هرگز سير نگردانى كه شكم او هميشه تا روز قيامت بقصد جوع و غرامتست .
بعد از آن حضرت حسن بن على ( ع ) فرمود : قسم ميدهم شما را به خداى تعالى آيا ميدانيد كه آنچه من ميگويم همه حقّست يا معاويه تو و پدرت أبي سفيان هر دو بر بالاى اشتر سرخ سوار بوديد تو شتر ميراندى ، و اين برادرت كه الحال در پيش تو نشسته است كه زمام شتر بدست گرفته ميكشيد در روز جنگ أحزاب چون چشم حضرت رسالتمآب بجانب شما افتاد در ساعة آن رسول صاحب سعادت فرمود كه : لعنت خداى واهب بر راكب شتر و بر آنكه ميراند و بر آنكه زمام گرفته ميكشاند باد .