الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢
نمود كه يا على تو مردم را كه مستحقّ جزا و پاداشت نيك باشند بطرف حوض من ميرانى و روز قيامت و جمعى را كه سزاوار عزّت و عنايت نباشند چنانچه شتر غريب را از ميان شتران خود دور ميگردانند آن طايفه را از شرب حوض كوثر دور و از احسان و مرحمت ما مهجور ميگردانى .
و ايضا شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد كه روزى أمير - المؤمنين على عليه السّلام در أيّام مرض الموت نبىّ ايزد تبارك و تعالى در خدمت آن سرور حاضر شد و چون دانست كه مهاجرت آن نبى الرّحمه از اين دار المحنه قريب گشته بغايت اندوهگين گرديد ليكن چون رسول ايزد متعال أمير المؤمنين على را در غايت حزن و ملال ديد بگريه در آمد .
أمير المؤمنين على گفت : يا رسول الله چه چيز شما را بگريه آورد ؟
حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : يا على از آن ميگريم كه ميدانم در دلهاى بعض امّتانم عداوت و بغض تو بسيار است ليكن الحال اظهار ما في القلوب و الضّمائر خود نمىنمايند تا آنكه من از تو دور و تو از شرف مواصلت من مهجور گردى .
و نيز شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد كه حضرت سيّد عالم در حين احتضار تمامى اهل بيت جمع گشتند در آن أثر آن نبىّ جليل القدر چون نظر بجانب ايشان نمود گفت : بار خدايا اين جماعت اهل بيت و عترت منند .
بار خدايا بدرستى كه بدوستى گير و بمودّت بپذير آن كسى را كه ايشان را دوست دارد و آن كسى را كه اين طايفه را دشمن دارد تو نيز دشمن دار او را و هر كه ايشان را نصرت دهد بار خدايا تو او را نصرت و يارى ده .