الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٦ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
و اگر مسمّى بود و عارف بمعارف حقايق شرع شريف نبود روح او منقلب بقالب دوابّ تبعهء دنيا يا هوام مشوهّة الخلق بىسر و پا گردد و نماز و روزه و هيچ چيز از عبادت حضرت واهب العطيّه بر مردم واجب و لازم نيست بغير از آنكه شناخت و معرفت آن كسى كه شناختن او بر اين كس واجب باشد چيزى ديگر واجب نيست .
و نيز اعتقاد أهل تناسخ آنست كه همه چيز از شهوات دنيا مباحست بر ايشان از فروج نسوان و غير اينها از خواهران و دختران و خالات و زنان شوهردار و همچنين مردار و خمر و خون را مباح و حلال ميداند و مقالهء آن طايفه بيرويّت بغايت در نزد هر فرقت قبيح و وسيلهء ذلَّت و خطيّت است و تمامى امّت مذمّت و لعنت آنها ميكنند و چون از ايشان سؤال حجّت و برهان نمايند تند و آشفته گردند تورات تكذيب مقالهء ايشان و فرقان لعنت بر ايشان مينمايد .
و نيز أرباب تناسخ را با اين اعتقاد گمان چنانست كه خداى ايشان منتقل از قالب أوّل بسوى قالب ديگر گردد .
و بدرستى كه أرواح أزليّه همان روحست كه در آدم عليه السّلام بود باز همان روح كشيده آمده از يكى بديگرى منتقل گرديد تا بروزگار ما رسيد پس خالق در صورت مخلوق بود در آنچه استدلال كنند كه يكى از ايشان خالق و موجد صاحب خود است .
و نيز أهل تناسخ ميگويند كه : ملايكه از أولاد آدماند چون هر كدام در درجهء أعلى در دنيا سرفراز و ممتاز گردند از درجهء امتحان بيرون ميروند و چون بمنزلهء تصفيه رسيد بگذرد ، پس آن كس ملك ايزد تعالى و تقدّس